معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٥ - شناخت هاى لازم در تعيين راه زندگى
شناختهاى لازم در تعيين راه زندگى
گفتيم: اختيار انسان بر سه چيز استوار است:
١ ـ اميال فطرى
٢ ـ قدرت بر ارضاء اين اميال
٣ ـ شناخت اصلح و ارجح
گرچه انسان مىتواند براى تقويت اميال يا كسب قدرت عمل، كارهايى انجام دهد ولى مايههاى اين دو، در وجودش هست، اين دو عامل محقق الوجوداند.
تقويت قدرت يا اميال، خود عملى اختيارىاست و در مرحلهى مؤخّر، از آن دو، قرار دارد. به عبارت ديگر افعال اختيارى انسان در چند مرحله، تحقّق مىيابد.
نخستين دسته، در زمينهاىاست كه به اراده الهى ميلهايى در درون او بوجود آمده و نيز قدرتى به اراده الهى در جهت ارضاء آن، در اختيارش قرار گرفته است. در كسب اين شرايط ابتدايى، انسان لازم نيست تلاش كند ولى وقتى اين خواستها تزاحم پيدا مىكند در همان مرحله بايد علمى داشته باشد تا تشخيص دهد كه كداميك را بايد ترجيح دهد اينجاست كه اهميّت نقش شناخت و معرفت روشن مىگردد.
اينكه آيا انسانهايى هستند كه اين علم را به طور خدادادى داشته باشند يا خير؛ اين بحث ديگرى ست. ما فعلاً دربارهى افراد عادى مثل خود، بحث مىكنيم.
خوب، اين علم از چه راهى به دست مىآيد و به چه چيزهايى تعلّق مىگيرد؟
بى شك، ابزار تحصيل علم بايد از ناحيهى الهى فراهم گردد: حواس ظاهرى، ادراكات باطنى و عقل را خدا داده امّا بكارگيرى اين ابزارها براى تحصيل معرفتِ لازم؛ در افراد عادى، منوط به فعاليّت خود آنهاست.
امّا چه معرفتى را بايد بدست آورد؟
به عبارت ديگر: براى آنكه بدانيم خطّ سير زندگى ما چيست، بايد معرفتهايى كُلّى داشته باشيم. وقتى بخواهيم، حركت خود را در جهت ويژهاى، قرار دهيم بايد ضوابطى داشته باشيم تا منفعت و مصلحت نهايى را تأمين كند و ما را به كمال برساند و به بهترين و بالاترين لذّتها دست يابيم.
اين همان است كه در اصطلاح امروز، «ايدهئولوژى» ناميده مىشود: دانستن ضوابطى كُلّى براى تعيين خطّ مشى زندگى.