معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٤ - معيار انتخاب
آيا حيات انسان منحصر به همين زندگى محدودىاست كه لحظهى ديگر آن، مشحصّ نيست؛ چه رسد به صد سال و بيشترِ آن؛ و يا آنكه حياتى داريم كه خاطرمان جمع است كه در جاى خود باقى ست؟ اين مسأله را بايد حل كنيم.
از سوى ديگر: كمالاتى كه انسان مىتواند پيدا كند، چيست و در رابطه با چه چيز، پيدا مىشود؟
آدمى چه كند تا كامل شود؟
بىشك، براى رسيدن به كمال بايد چيزى را به دست آوريم كه اكنون نداريم پس تحصيل كمال، يعنى تحصيل يك امر وجودى كه فعلاً فاقد آن هستيم. اين امر وجودى بايد از جايى بيايد. از كجا مىآيد؟ منشأ آن چيست؟ آيا تصادفىاست يا قانونى دارد؟
بنابراين، پيش از هرگونه تصميم، بايد از يكسو بررسى كنيم كه كمال از كجا و با چه ضابطه هايى به وجود مىآيد كه به بحث خداشناسى مربوط مىشود.
از سوى ديگر: بايد ببينيم كه تا چه هنگام ادامه خواهد داشت كه به بحث معاد مربوط مىگردد.
پس، انسان براى اينكه بتواند نظام ارزشى درستى براى زندگى خود در نظر بگيرد؛ بدون مبدأ و معاد، راه به دهى نمىبرد. اين نكتهى بسيار مهّمى ست. ما به بركت نور قرآن و تعاليم اسلام و پيشوايان دين، براحتى مىتوانيم اين مسأئل را حلّ كنيم ولى دانشمندان بشرى دچار سرگردانى بسيار شدهاند. چندان در مبانى اخلاق و فلسفهى اخلاق و معيار خير و شر، تلاش كردهاند كه قابل شمارش نيست و روز به روز سرگردانتر هم شدهاند. ما به راحتى مىتوانيم اثبات كنيم كه شناخت نظام ارزشى صحيح، بى شناخت مبدأ و معاد ميّسر نيست.
پس اگر مىخواهيم انسان را درست بشناسيم بايد آخرت او را در نظر بگيريم. مسألهى دنيا و زندگى اين جهان، چندان جاذب است كه حتّى تربيت يافتگان دين هم در محاورات خود، به زندگى آخرت، چندان بها نمىدهند.
وقتى مىپرسيم عمر فلانى چقدر است تنها به نظر مىآيد كه چند سال در اين دنيا زندگى خواهد كرد و زندگى ابدى را به حساب نمىآوريم در صورتيكه بدون آن نمىتوانيم براى يك نظام ارزشى راستين، حسابى جدّى و اصيل، باز كنيم. اين مقدّمهاى بود براى اينكه ما، از بحثهاى شناخت شؤون نفس، گرايشها، بينشها و توانهاى نفس كه مقدمهى كنشهاى آن است؛ به بحث معاد برسيم.
تا مسألهى معاد روشن نشود، نظام ارزشى در رفتارهاى انسان، شكل مطلوب و راستين را پيدا نمىكند.