معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٢ - معيار انتخاب
در انسان و حيوان، مشترك است. آنچه براى ما مهّم است اينست كه: وقتى در «خواستها» تزاحم به وجود مىآيد و يا حتّى عواملى مثل عادات و هيجانات، آدمى را به سويى مىكشد، انسان چگونه مىتواند منفعل نمانَد و نقش فعّال داشته باشد؟
براساس آنچه از قرآن و روايات برمىآيد، ارزش اصلى انسان، در گرو همين فعّاليت مثبت اوست. و اگر خواستيم با اختيار و انتخاب خود، خواستى را ترجيح دهيم، اساس انتخاب و معيار آن، چيست.
مىدانيم اصل انتخابها لذّت است و با اينكه گاهى منشأ انتخاب مصلحت يا منفعت شمرده مىشود؛ امّا به نظر دقيقتر، همه به لذّت بر مىگردد زيرا مصلحت يا منفعت وسيلهاى ست اگرچه به چند واسطه، براى تأمين نيازمنديهاى انسان كه اين نيز به نوبهى خود لذّتى در انسان پديد مىآورد اگرچه لذّتى روحى يا معنوى باشد ولى به هر حال ملايم با طبع و روح انسان است. ولى در اصطلاحات متعارف بين لذّت، منفعت و مصلحت فرق گذاشته مىشود.بارى، محرّك، لذّت يا اجتناب از اَلَمْ است به معناى وسيع نه لذّت و اَلَمْ حسّى بطور خاصّ.
حال، چنانكه گفتيم سؤال اينست كه در مقام ترجيح، چه خواستى را مقدّم بداريم؟ و معيار چيست؟
يك معيار اينست كه ببينيم كداميك لذّت بيشترى دارد؛ طبعاً وقتى مىتوانيم اين مقايسه را بكنيم كه قبلاً تجربه كرده باشيم.
معيار ديگر نيز مربوط به لذّت است امّا از جهت زمان: هر يك لذّتش پايدارتر است آنرا انتخاب كنيم ممكن است انسان از كارى لذّتى شديد هم ببرد امّا كار ديگر، لذّتى طولانىتر بوجود آورد.
معيار سوّم اينست كه ببينيم آن كار، چقدر كمال در ما ايجاد مىكند. البته حصول هر كمالى لذّتى در بر دارد ولى اگر تجربه نكرده باشيم مىتوانيم با دليل عقلى بپذيريم كه اگر آن كمال را بدست آوريم، لذّت بيشتر و بهترى بدست مىآيد.
اين سه معيار را مىتوانيم در نظر بگيريم ولى همهى اينها كم و بيش ما را دچار سرگردانى مىكند: گاهى مىخواهيم لذّتها را بسنجيم امّا لذّتى فراموش شده و اكنون در خيالمان نيست.
از سوى ديگر، گاهى ممكن است هيجان خاصّى التفات ما را از ديگر لذّتها، سلب كند. نيز ممكن است طعم برخى لذّتها را نچشيده باشيم، طبعاً مقايسهاى هم نمىتوانيم بكنيم مثل طفلى كه لذّت جنسى را نچشيده است.
اين است كه قضاوت قطعى در مقام مقايسه لذّتها با هم، براى عموم انسان ميّسر نيست.