معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - كليّات افعال الهى
ناقص و محدود از علم بود ولى مىگفتيم كه علم ممكن است غير از اين مصاديق محدود، به نحو ديگرى هم باشد؛ به چه نحو؛ نمىدانيم اما مىتواند علم موجود باشد، ولى از راه شنيدن و خواندن حاصل نشده باشد. اگر ما واجد آن نيستيم نبايد آن را محال بدانيم، وقتى برهان عقلى مىگفت علم خدا اكتسابى نيست اين براى ما قابل قبول بود كه علمى باشد كه اكتسابى نباشد اما چه گونه؛ نمىدانيم، و لذا مىگفتيم (عالِمٌ لا كَعِلْمِنا) او هم عالم است اما نه مثل علم ما، در مورد افعال هم عيناً همين مطلب، صادق است. وقتى مىگوييم خدا كارگردان و تدبير كنندهى جهان است؛ بايد بگوييم نه مثل تدبير ما، اگر در اصطلاحات اهل معقول و در اصطلاحات فلسفى و كلامى مىگوييم خدا علت جهان است يا علت العلل است بايد اين قيد را اضافه كنيم كه اما نه مثل عليّت ما، آن خصوصياتى كه در رابطهى علت و معلولى بين پديدههاى جهان هست؛ هيچگاه بين خدا و جهان نيست آن هم نوعى عليّت است اما نه از نوع عليّتهاى ما، بلكه طور ديگرى ست؛ چه طور؛ نمىدانيم يعنى عقل ما نمىتواند آن را درك كند، همين اندازه مىتواند دريابد كه به اين معنا خدا علت العلل است كه اگر خدا نبود؛ جهان هم نبود؛ علت به اين معناست، علت به معناى «ما يَتَوَقَّفُ عَلَيْهِ الشَّىْءُ» يا به معناى «ما يُفيضُ وُجُودَ الشَّىْءِ» يعنى به اين معنا كه چيزى به چيز ديگرى نيازمند است، آن چيزى كه از چيز ديگر رفع نياز مىكند كه اگر او نباشد؛ اين هم نخواهد بود؛ اما اينكه رابطهى خدا با جهان چگونه است؛ نمىفهميم چون ما خدا نيستيم. خدايى نكردهايم تا ببينيم چگونه است. و نمىتوانيم هم بفهميم مگر آن نوع معرفت شهودى كه عرض كردم خدا به بعضى از بندگان شايستهاش منت مىگذارد و عطا مىكند كه يك معرفت شهودى پيدا مىكند و به اندازهى ظرفيت وجودى خود مىتواند حقيقت افعال الهى را بيابد؛ آنچنان كه در مورد ذات و صفات هم گفته شد. شايد آيهاى كه دربارهى حضرت ابراهيم(عليه السلام) هست ناظر به چنين مطلبى باشد؛ او از خدا خواست كه: خدايا به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مىكنى.
بقره / ٢٦٠: «رَبِّ اَرِنى كَيْفَ تُحْيِى الْمَوْتى...».
و يك برداشت سطحى از اين آيه اين است كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) مىخواست ببيند چگونه يك مرده زنده مىشود. زيرا تأثير ديدن در دل بيشتر است. اما مرحوم علاّمه طباطبايى (رضوان الله عليه) به نكتهى دقيقى در آيه توجه داشتند، مىفرمودند كه حضرت ابراهيم(عليه السلام)نگفت خدايا به من نشان بده كه چگونه مرده زنده مىشود، حضرت ابراهيم(عليه السلام) از خدا خواست كه به من نشان بده چگونه تو مرده را زنده مىكنى، يعنى خواست احياى الهى را ببيند.