فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٧٨ - شاس بن قيس
شادى
--) سرور
شارع الاحكام/ اسماوصفات
--) شريعت
شَأس (شاش) بن عَدِىّ
«شَأس بن عَدِىّ» از يهود ساكن در مدينه و از قبيله بنىقينقاع بود. [١] بنا به نقل برخى مفسّران، آيه ١٨ مائده (٥) پس از آن نازل شد كه شَأس بن عَدِىّ و جمعى ديگر از يهود، در برابر تهديد پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به مجازات الهى، خود را محبوب و فرزندان خدا معرّفى كرده، از مجازات الهى در امان دانستند. با نزول آيه، خداوند به ردّ گفتار آنان پرداخت و پندار آنان را باطل دانست. [٢] بنا به نقلى ذيل آيه ٤٩ مائده (٥) نيز از وى ياد شده است. [٣]
شاس بن قيس
«شاس بن قيس» از احبار و فتنهانگيزان يهود بنىقينقاع است. [٤] برخى مفسّران بر آنند كه آيات ٩٨ تا ١٠٠ آلعمران (٣) درباره توطئه شاس بن قيس نازل شد كه از وحدت مؤمنان [اوس و خزرج] به خشم آمد و فردى از همكيشانش را مأمور كرد تا فتنههاى جاهليّت را ميان آنان برانگيزاند. با نزول آيات مزبور، خداوند توطئه شيطانى آنان را برملا نمود و به اهلكتاب درباره برنامههاى پنهانىشان عليه اسلام و مؤمنان هشدار داد. [٥] بنا به نقل ابنعبّاس، آيه ٤٩ مائده (٥) در پى توطئه شاس بن قيس و جمعى ديگر از احبار و بزرگان يهود نازل شد كه با تلاش موذيانه و فريبكارانه خود قصد داشتند با درخواست داورى ناعادلانه از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله آن حضرت را از احكام اسلام منحرف سازند. با نزول آيه، قصد شيطانى آنان برملا شد. [٦] نيز بنا به نقل برخى مفسّران، قائل در آيه ٣٠ توبه (٩) [و قالت اليهود] شاس بن قيس و جمع ديگرى از يهوديان دانسته شده كه در مذاكره با پيامبراكرم صلى الله عليه و آله، عُزير عليه السلام را پسر خدا مىدانستند. [٧] ذيل برخى از آيات ديگر نيز از وى ياد شده است. [٨]
[١] . السّيرة النبويّه، ابنهشام، ج ٣، ص ٥١٤؛ البداية والنّهايه، ج ٣، ص ١٨٦
[٢] . جامعالبيان، ج ٤، جزء ٦، ص ٢٢٤؛ تفسير مبهماتالقرآن، ج ١، ص ٣٨٤؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ٦، ص ٨٠؛ الدرالمنثور، ج ٣، ص ٤٤؛ مفحمات الاقران، ص ٨٢
[٣] . الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ٦، ص ١٣٨
[٤] . السّيرة النبويّه، ابنهشام، ج ٢، ص ٥١٤ و ٥٥٦-/ ٥٥٧؛ البداية و النّهايه، ج ٣، ص ١٨٦؛ جامعالبيان، ج ٣، جزء ٤، ص ٣٢؛ روضالجنان، ج ٤، ص ٤٥٣
[٥] . جامعالبيان، ج ٣، جزء ٤، ص ٣٢؛ اسباب النّزول، واحدى، ص ٩٩؛ روضالجنان، ج ٤، ص ٤٥٣؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ٤، ص ١٠٠؛ تفسير مبهمات القرآن، ج ١، ص ٣٠٣؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٢٧٨؛ الميزان، ج ٣، ص ٣٦٤
[٦] . جامعالبيان، ج ٤، جزء ٦، ص ٣٧٠-/ ٣٧١؛ الكشاف، ج ١، ص ٦٤٠؛ اسبابالنّزول، واحدى، ص ١٦٢؛ تفسير المنار، ج ٦، ص ٤٢١
[٧] . جامعالبيان، ج ٦، جزء ١٠، ص ١٤٢؛ معالمالتنزيل، بغوى، ج ٢، ص ٢٤٠؛ مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٦؛ التكميل و الاتمام، ص ١٧٦؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ٨، ص ٧٥؛ مفحمات الاقران، ص ١٠٤
[٨] . مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٦٨؛ التّكميل و الاتمام، ص ١١٣