فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٧٨ - جامه بر سر كشيدن
٧. ره نيافتن هيچگونه خطا و انحراف، در مشاهدات قلبى پيامبر صلى الله عليه و آله در سدرةالمنتهى:
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ... ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى. [١]
نجم (٥٣) ١٦ و ١٧
مكان سدرةالمنتهى
٨. قرار گرفتن «سدرةالمنتهى»، در كنار «جنّةالمأوى»:
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى.
نجم (٥٣) ١٤ و ١٥
٩. سدرةالمنتهى، در مكانى برتر از افق اعلى:
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى.
نجم (٥٣) ٧ و ٨ و ١٤
سدّ مأرب
سدّ مأرب به وسيله «سبأ بن يَشْجَب بن يَعرب»، بنيان نهاده شد، گرچه اجل به او مهلت نداد كه اتمام آن را ببيند، سپس پادشاهان حِمْيَر، كار آن را به پايان رساندند. گويند: اين سدّ بين كوههاى آن ناحيه [در بين سه كوه] برپا شده بود و تمامى سيلابهاى منطقه را مهار و ذخيرهسازى مىنمود. [٢] مفسّران، آيه ١٦ سبأ (٣٤) را- كه باغهاى سبأ به وسيله سيل عَرِمْ نابود شد- درباره آب همين سدّ دانستهاند كه پس از شكسته شدن و جريان آب، موجب نابودى باغها و انقراض قوم سبأ شد. [٣]
سدوم/ سرزمين
--) قوم لوط
سَر
سر، عضو بالايين جاندار است. [٤] در اين مدخل از واژه «رأس» و مشتقّات آن «نواصى» و جمله «واستغشوا ثيابهم» استفاده شده است.
تراشيدن سر
--) حلق
تشبيه به سر
--) همين مدخل سر شيطان
جامه بر سر كشيدن
١. جامه بر سر كشيدن قوم نوح، واكنشى در برابر سخنان آن حضرت در دعوت به توحيد:
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ ...
قالَ يا قَوْمِ ... أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ ... قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي ... وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ ... [٥]
نوح (٧١) ١-/ ٣ و ٥ و ٧
[١] . قيد «ما زاغ البصر و ما طغى» توضيحى است، نهاحترازى
[٢] . تاريخ ابنخلدون، ج ١، ص ٣٤٦
[٣] . تفسير التحريروالتنوير، ج ٢٢، جزء ٢٦، ص ١٦٩-/ ١٧٠
[٤] . لغتنامه، ج ٧، ص ١٠٤٤٢، «رأس»
[٥] . «واستغشوا ثيابهم» يعنى جامه خود را بر سر مىكردند تا مرا نبينند و سخن مرا نشنوند و اين كنايه از تنفّر آنان از حضرت نوح عليه السلام و گوش ندادن به سخنان او است. (الكشاف، ج ٤، ص ٦١٦؛ الميزان، ج ٢٠، ص ٢٩)