فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٩ - ستارهپرستى
٢٦. طلوع ستاره، تحت تدبير خداوند:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ.
صافّات (٣٧) ٦
غروب ستاره
٢٧. طلوع و غروب ستارهها، در نظام گردشى خود:
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً ... فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.
انعام (٦) ٧٦
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى.
نجم (٥٣) ١
٢٨. موظّف شدن پيامبر صلى الله عليه و آله به تسبيح پروردگار، موقع غروب ستاره و پنهان شدن آن:
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ. [١]
طور (٥٢) ٤٩
نظر به ستاره
٢٩. توريه ابراهيم عليه السلام، پس از نگاه او به اجرام آسمانى:
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ.
صافّات (٣٧) ٨٣ و ٨٨ و ٨٩
نيز--) همين مدخل، تزيين با ستاره
نظم ستاره
٣٠. سوگند به نظم ستارگان، سوگندى بزرگ و قابل توجّه:
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ. [٢]
واقعه (٥٦) ٧٥ و ٧٦
٣١. در هم ريختن نظم حاكم بر ستارگان، در آستانه قيامت:
وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ.
انفطار (٨٢) ٢
٣٢. استقرار ستارگان در جايگاه خود، همراه با نظمى حاكم بر آنها:
وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ.
انفطار (٨٢) ٢
نيز--) ستارهپرستى و شِعرى
نقش ستاره
٣٣. ستاره، وسيله راهيابى انسان در تاريكيهاى دشت و دريا:
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ....
انعام (٦) ٩٧
وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ.
نحل (١٦) ١٦
ستارهپرستى
ستاره به هر يك از كُرات آسمانى كه در شب مىدرخشد، [٣] و ستارهپرست، به آن كه ستاره را ستايش كند گويند. [٤] در اين مدخل از واژههاى «كوكب»، «شعرى»، «نجم» و «صابئين» استفاده شده است.
[١] . «ادبار النّجوم» موقعى است كه ستارگان با روشنايى صبح پنهان مىشوند. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٢٥٧؛ تفسير التحريروالتنوير، ج ١٣، جزء ٢٧، ص ٨٥-/ ٨٦)
[٢] . بر اين اساس كه «مواقع» جمع «موقع» به معناى محلّ استقرار ستارگان در آسمان باشد. (الميزان، ج ١٩، ص ١٣٦؛ تفسير التحريروالتنوير، ج ١٣، جزء ٢٧، ص ٣٣٠)
[٣] . فرهنگ فارسى، ج ٢، ص ١٨٣٠، «ستاره»
[٤] . لغتنامه، ج ٨، ص ١١٨٥٨، «ستاره»