فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٤ - آمادگى نظامى سليمان عليه السلام
برخى مفسّران، شأن نزول آيه ١٣٠ بقره (٢) را درباره وى و شمارى از يهود دانستهاند كه دين اسلام را پذيرفته، به آن ايمان آوردند. [١] نيز شأن نزول آيه ١٣٦ نساء (٤) را درباره وى و ديگر همكيشان او دانستهاند كه در پى دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از آنان مبنى بر ايمان به خويش و تمامى پيامبران و كتابهاىشان، آنان اين دعوت را لبّيك گفته و به دين اسلام مشرّف شدند. [٢]
سلمة بن هشام
سلمة بن هشام بن مغيره مخزومى از سابقان در اسلام و از مهاجران حبشه [٣] است كه پس از مهاجرت در جنگ موته شركت نمود. [٤] مفسّران آيات ٧٥ و ٩٧ نساء (٤) را در شأن وى و آن دسته از مسلمانان مستضعفى دانستهاند كه به رغم تمايل به هجرت و پيوستن به مسلمانان، تا پس از صلح حديبيّه از آن بازماندند و پيامبر صلى الله عليه و آله بارها براى آزادى ايشان دعا كرد. [٥]
سلوى
--) منّ و سلوى
سليمان عليه السلام
سليمان عليه السلام فرزند داود عليه السلام است كه پس از فوت پدر، حكومت و پادشاهى بنىاسرائيل را در سنّ ١٣ سالگى به دست آورد و خداوند مقام نبوّت را نيز به وى عنايت كرد. او از خدا طلب كرد، آن چنان قدرت و حكومتى به وى دهد كه براى هيچكس پس از وى نباشد. خداوند دعاى او را مستجاب كرد و جنّ و انس و پرندگان و باد را به تسخير او درآورد. [٦] در اين مدخل از واژه «سليمان» و سياق جملاتى كه بر او دلالت دارد، استفاده شده است.
اهمّ عناوين: امتحان سليمان عليه السلام، حكومت سليمان عليه السلام، سليمان عليه السلام و هدهد، صنعت در دوران سليمان عليه السلام، فضايل سليمان عليه السلام، مقامات سليمان عليه السلام و نامه سليمان عليه السلام.
آمادگى نظامى سليمان عليه السلام
١. آمادگى نظامى سليمان عليه السلام، با تربيت اسبهاى نفيس و تيزرو:
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ ... إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ ... رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ. [٧]
ص (٣٨) ٣٠-/ ٣٣
[١] . مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٣٩٧؛ الكشاف، ج ١، ص ١٩١
[٢] . الكشاف، ج ١، ص ٥٧٥-/ ٥٧٦؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٧١٦؛ تفسير مبهمات القرآن، ج ١، ص ٣٦٣
[٣] . المغازى، ج ١، ص ٤٦ و ٣٥٠؛ الطبقات، ج ٤، ص ٩٦-/ ٩٨؛ الاصابه، ج ٣، ص ١٣٠-/ ١٣١
[٤] . المغازى، ج ٢، ص ٧٦٥؛ اسدالغابه، ج ٢، ص ٥٣١-/ ٥٣٢
[٥] . جامعالبيان، ج ٤، جزء ٥، ص ٣٢١؛ مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ١١٧ و ١٥١؛ تفسير ابنكثير، ج ١، ص ٥٥٤-/ ٥٥٥؛ الدرالمنثور، ج ٢، ص ٦٤٨
[٦] . الكامل، ابناثير، ج ١، ص ٢٢٩؛ تاريخ طبرى، ج ١، ص ٢٨٧
[٧] . بر اساس اين احتمال كه ضمير در «ردّوها» به «الصّافنات الجياد» برگردد