فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٣ - سلمة بن سلام
يحيى عليه السلام و سلطه
٨٣. يحيى عليه السلام شخصيّتى مبرّا از گردنفرازى و سلطهطلبى:
يا يَحْيى ... وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا.
مريم (١٩) ١٢ و ١٤
نيز--) آزادى، آوارگى، استبداد، پيروزى، تسخير، تكبّر، حكومت و ولايت
سلمان فارسى
سلمان فارسى، ملقّب به سلمان الخير، [١] اهل «رامهرمز» يا «جى» اصفهان و از اركان اربعه شيعه [٢] بود كه از آيين مجوس رويگردان و در طلب آيين حق، به اسارت درآمد و تا سال پنجم هجرت به صورت برده در اختيار يهود يثرب بود، امّا سرانجام گمگشته خود را يافت و بنا به پيشنهاد رسولخدا صلى الله عليه و آله با مولاى خود مكاتبه كرد و آزاد گرديد و در نبرد خندق در كنار رسولخدا صلى الله عليه و آله حضور يافت و بنا به پيشنهاد وى، آن حضرت جهت مقابله با سپاه احزاب، به حفر خندق اقدام نمود. در همين غزوه، پيامبر صلى الله عليه و آله سلمان را از اهلبيت عليهم السلام خواند. وى سرانجام در مدائن در سال ٣٦ ق. و در عهد خلافت عثمان رحلت كرد. [٣] موّرخان عُمر وى را از ٢٥٠ تا ٣٥٠ سال متفاوت ذكر كردهاند. [٤] بر حسب نقل برخى مفسّران، آيه ١٥٢ انعام (٦) پس از آن نازل شد كه مشركان خواستار طرد صحابه تهيدستى چون سلمان از اطراف پيامبر صلى الله عليه و آله شدند. با نزول آيه به آن حضرت فرمان داده شد كه آنان را از خود دور نسازد. [٥] چنين گزارشى ذيل آيه ٢٨ كهف (١٨) نيز آمده است. [٦] مقصود از «قوماً غيركم» در آيه ٣٨ محمد (٤٧) سلمان و قوم او [فارس] دانسته شدهاند. [٧] نيز در ميان مفسّران، مشهور است كه آيه ١٧ زمر (٣٩) درباره سلمان، ابوذر و زيدبنعمرو نازل شد كه در جاهليّت از عبادت طاغوت پرهيز كرده، به سوى خداوند بازگشتند. [٨] ذيل ديگر آيات نيز از سلمان ياد شده است.
سَلمة بن سلام
سَلمه، پسر برادر «عبدالله بن سلام» است. در پى دعوت وى به اسلام از سوى عموى خود «عبدالله بن سلام» او اسلام را پذيرفت و به اين آيين درآمد. [٩]
[١] . اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٠؛ الاصابه، ج ٣، ص ١١٨
[٢] . رجال الطّوسى، ص ٦٥
[٣] . الطبقات، ج ٤، ص ٥٦-/ ٦٢ و ٧٠؛ اسدالغابه، ج ٢، ص ٥١٠-/ ٥١٥؛ الاصابه، ج ٣، ص ١١٨-/ ١٢٠
[٤] . اسدالغابه، ج ٢، ص" ٥١٠؛ اعلامالقرآن، شبسترى، ص ٤٥٢
[٥] . مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٤٧٢؛ مفحمات الأقران، ص ٨٧
[٦] . جامعالبيان، ج ٩، جزء ١٥، ص ٢٩٤؛ اسبابالنّزول، واحدى، ص ٢٠١؛ مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٧١٧؛ تفسير نورالثقلين، ج ٣، ص ٢٥٧
[٧] . مفحمات الأقران، ص ١٨٥
[٨] . مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٧٧٠؛ الجامع لاحكامالقرآن، قرطبى، ج ١٥، ص ١٥٩؛ تفسير ابنكثير، ج ٤، ص ٥٣؛ الدرالمنثور، ج ٧، ص ٢١٧
[٩] . الاصابه، ج ٣، ص ١٢٤؛ تفسير مبهمات القرآن، ج ١، ص ١٨٣