فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٧٦ - سدرةالمنتهى
بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً. [١]
كهف (١٨) ٩٥
١٨. سدّ ذوالقرنين، داراى ديوارى مرتفع و بلند:
فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ ....
كهف (١٨) ٩٧
١٩. احداث سدّ ذوالقرنين، كارى بزرگ در روزگار خود:
... هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي ... [٢]
كهف (١٨) ٩٨
سدر
سدر، نوعى درخت است و بر دو قسم مىباشد: نوعى در خشكى مىرويد و ميوهاى قابل استفاده نداشته، برگ آن فاقد شويندگى است. نوع ديگرى بر روى آب مىرويد و برگ آن شوينده و شبيه درخت عناب است. [٣] درخت سدر را به فارسى «كُنار» گويند. نوع خشكى درخت سدر، پر خار است و «ضال» نامند و نوع بستانى آن كم خار و ميوهاش بزرگتر و لذيذتر است و ثمرهاش شبيه سنجد و ... است. [٤]
سدر در بهشت
١. درختان سدر، در بهشت اصحاب يمين:
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ.
واقعه (٥٦) ٢٧ و ٢٨
٢. بىخار بودن درختان سدر، در بهشت:
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ. [٥]
واقعه (٥٦) ٢٧ و ٢٨
٣. استراحت و تفريح اصحاب يمين، زير سايه درختان سدر در بهشت:
وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ. [٦]
واقعه (٥٦) ٢٧ و ٢٨ و ٣٠
سدر در سرزمين سبأ
٤. روييدن مقدار اندكى از درختان سدر، در پى از بين رفتن باغهاى قوم سبأ، بر اثر نافرمانى خدا:
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ ...
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ ... وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ.
سبأ (٣٤) ١٥ و ١٦
سدرةالمنتهى
سدرةالمنتهى، درختى است در انتهاى بهشت كه علم اوّلين و آخرين به آن منتهى شده و از آن
[١] . «ردم» بنايى مستحكمتر از «سد» معمولى است و بر همين اساس، به لباسى كه وصله روى وصله دارد، «ثَوْبٌ مُرَدَّمٌ» گفته مىشود. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٧٦٢-/ ٧٦٣؛ الكشاف، ج ٢، ص ٧٤٧) «فأعينونى» بر «ما مكّنّى فيه ربّى خير» تفريع شده است؛ يعنى احداث سدّ محكمتر، نتيجه برخوردارى ذىالقرنين از امكانات برتر الهى است
[٢] . مطرح كردن رحمت پروردگار، از عظمت كار حكايت مىكند
[٣] . لسانالعرب، ج ٦، ص ٢١٢، «سدر»
[٤] . لغتنامه، ج ٨، ص ١٣٥١٩، «سدر»
[٥] . «سدر مخضود» يعنى سدرى كه خار آن شكسته شده (مفردات، ص ٢٨٥، «خضد») و بدون خار است (الميزان، ج ١٩، ص ١٢٣) و نيز سدرى كه خار آن كنده شده است. (ترتيبالعين، ج ١، ص ٤٩٥، «خضد»)
[٦] . «فى سدر» خبر براى مبتداى محذوف است؛ يعنى «همفى سدر مخضود». اين جمله به دو گونه معنا مىشود: ١. آنان در ميان درختان سدر به سر مىبرند. ٢. آنان در سايه درختان سدر به سر مىبرند