فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٢٢ - سفر
سرپرستى سفيهان
١٢. نياز افراد سفيه، به سرپرستى در مناسبات اقتصادى و امور زندگى آنان:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ... فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً ... فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ....
بقره (٢) ٢٨٢
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ... وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً.
نساء (٤) ٥
١٣. تأمين خوراك و پوشاك سفيهان، برعهده ولىّ آنان:
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ... وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ ... [١]
نساء (٤) ٥
مصاديق سفيهان
١. شرابخواران
١٤. شرابخواران، غير قابل اعتماد در امانتدارى اموال ديگران، به جهت سفاهتشان:
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً. [٢]
نساء (٤) ٥
٢. يتيمان
١٥. يتيمان قبل از رسيدن به مرحله رشد، از جمله مصاديق سفيه:
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً. [٣]
نساء (٤) ٥
سفال
--) گِل
سفر
سفر، مقابل حَضَر [به معناى] بريدن مسافت، [٤] بيرون شدن از شهر خود و آشكار شدن در زمين باز و خارج از منازل [٥] و به محلّ ديگرى رفتن، قطع مسافت، راهى كه از محلّى به محلّ دور پيمايند، است. [٦] در اين مدخل از «سفر»، «نفر»، «ضربتم فىالأرض»، «ضربوا فىالأرض»، «يسيّر»، «رحله»، «ظعنكم» و مفهوم و سياق بعضى آيات استفاده شده است.
اهمّ عناوين: روزه در سفر، سفر به حديبيّه، سفر به مصر، سفر دريايى، سفر قريش، وسايل سفر.
[١] . از آيه شريفه حكم عامى استفاده مىشود كه از فروع آن اين است: بر اولياى سفها واجب است امور آنان را برعهده بگيرند. (الميزان، ج ٤، ص ١٧٠؛ الكشاف، ج ١، ص ٤٧١)
[٢] . در روايتى از امام صادق عليه السلام شرابخوار، از مصاديق بارز سفاهت شمرده شده است. (تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ٤٤٣، ح ٥٦)
[٣] . امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤال از آيه ياد شده فرمود: مقصود يتيماناند، پس اموال آنان را در اختيارشان نگذاريد، مگر رشد آنان را تشخيص دهيد. (تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ٤٤٢، ح ٥٠)
[٤] . لغتنامه، ج ٨، ص ١٢٠٥١، «سفر»
[٥] . لسانالعرب، ج ٦، ص ٢٧٦، «سفر»
[٦] . فرهنگ فارسى، ج ٢، ص ١٨٨٨، «سفر»