فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٦ - تسخير ستاره
ستاره
ستاره به هر يك از كرات آسمانى كه در شب مىدرخشد، گويند. [١] به ستارهاى كه طلوع كرده باشد، «نجم» مىگويند. [٢] نيز به ستارهاى كه [در آسمان] پيدا باشد، كوكب گفته مىشود. [٣] در اين مدخل از واژههاى «كوكب» و «نجم» و از سياق بعضى آيات استفاده شده است.
اهمّ عناوين: تزيين با ستاره، تسخير ستاره، ستاره از آيات خدا و ستاره در قيامت.
ابراهيم عليه السلام و ستاره
--) ابراهيم عليه السلام، ابراهيم عليه السلام و اجرام آسمانى
تزيين با ستاره
١. آراسته شدن آسمان دنيا با ستاره:
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ. [٤]
حجر (١٥) ١٦
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ.
صافّات (٣٧) ٦
... وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ ....
فصّلت (٤١) ١٢
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها ... [٥]
ق (٥٠) ٦
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ ....
ملك (٦٧) ٥
٢. هنرنمايى شگفتانگيز خداوند، در زيباسازى آسمان، به وسيله ستاره:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ. [٦]
صافّات (٣٧) ٦
٣. تزيين آسمان به وسيله ستاره، براى تماشاى ناظران، از ناحيه خداوند:
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ.
حجر (١٥) ١٦
٤. تزيين آسمان با ستاره نورانى داراى شهاب، براى راندن شياطين:
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ ... [٧]
ملك (٦٧) ٥
٥. دعوت به نگريستن و تفكّر در كيفيّت تزيين آسمان به ستاره:
أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ.
ق (٥٠) ٦
تسخير ستاره
٦. ستارگان، مسخّر و تحت امر خداوند:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي ... وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ ....
اعراف (٧) ٥٤
[١] . فرهنگ فارسى، ج ٢، ص ١٨٣٠، «ستاره»
[٢] . مفردات، ص ٧٩١، «نجم»
[٣] . همان، ص ٦٩٥، «كب»
[٤] . گفته شده: «بروج» به معناى موقعيّت مخصوص ستارگان است (مفردات، ص ١١٥، «برج») و زينت آسمان هم به وسيله آنها مىباشد. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٥٠٩؛ جامعالبيان، ج ٨، جزء ١٤، ص ٢٠)
[٥] . مقصود، تزيين به وسيله ستارگان است. (الميزان، ج ١٨، ص ٣٤٠)
[٦] . نكره بودن «زينة» بر تفخيم و تعجّب دلالت مىكند
[٧] . «مصابيح» جمع «مصباح» به معناى چراغ است (مفردات، ص ٤٧٣، «صبح») و مقصود ستارگان مىباشد. بنا بر يك تفسير، از ستارگان، شهابى جدا مىشود كه به سوى شياطين پرتاب گردد. (الميزان، ج ١٩، ص ٣٥١؛ تفسير التحريروالتنوير، ج ١٤، جزء ٢٩، ص ٢١)