درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢
غیر واحد . وحدت شیء بر وجودش مقدم است برای اینکه وحدت از لوازم ماهیت شیء است . همانگونه که ماهیت شیء بر وجودش مقدم است وحدتش هم مقدم است . مثلا میگوئیم انسان که امر واحدی است آیا موجود است یا موجود نیست البته خود شیخ قبول ندارد که شیء قبل از وجود وحدت پیدا میکند ، ولی حرفی است که تا این مقدار برای توجیه آن سخنان بکار میرود . پس بنابراین توجیه وحدت بر همه چیز مقدم است حتی بر وجود . . . باز برگشت به آن مطلبی که قبلا بیان کرد . طبایع چهار تا است و نفوسی که در ما انسانها است نیز چهار تا است ، ما چهار نفس داریم : یکی عقل ، یکی رأی ، یکی علم ، و دیگری حواس . علم دون عقل است ، زیرا به وسیله عقل است و نزد عقل است . عقل در واقع آن چیزی است که با عدد وحدت تناسب دارد ، و علم که یک درجه مؤخر از عقل است مظهر عدد دو است . مقصود از رأی ظن و گمان است ، که ظن و رأی با سطح مناسبت دارد .
ترکیب عالم از الحان
" و مما نقل عن فیثاغورث أن العالم انما ألف من اللحون البسبطه الروحانیه . ویذکر أن الاعداد الروحانیه غیر منقطعه ، بل أعداد متحده تتجزأ من نحو العقل ، ولا تتجزأ من نحو الحواس ، وعد عوالم کثیره . فمنه عالم هو سرور محض فی أصل الابداع ، وابتهاج وروح فی وضع الفطره ، ومنه عالم هو دونه . ومنطقها لیس مثل منطق العوالم العالیه ، فان المنطق قد یکون باللحون الروحانیه البسیطه، وقد یکون باللحون الروحانیه المرکبه ". این نظر دیگری است : عالم از الحان ترکیب شده ، که این نظر تا اندازهای از آن نظرات معقولتر است ، خصوصا با توجه به نظریات جدید که میخواهند بگویند که الحان عبارتست از یک سلسله امواج . حال اگر کسی این امواج را مساوی صوت و صدا و لحن بداند و بعد بگوید که عالم از مجموع این آوازها تألیف شده ، مثل اینست که بگوید عالم از مجموع امواج تشکیل شده