درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
اعتباری است ؟ و یا اینکه جامعه وجود دارد و فرد وجود واقعی ندارد . [
البته مقصود از اعتباری بودن وجود فرد روشن است که وجود شخصیتی و روحی و
روانی اوست و نه وجود شخصی و جسمانی او ] .
این مسئله در هر صورت به مسئله جزء و کل مرتبط میشود نه به جزئی و کلی
[ طرفداران اصالت فرد ] اگر اینطور بگویند که آنچه واقعا وجود دارد
افراد انسان است و اجتماع به کلی اعتباری است .
این مسلم به این شکل نیست . چون اگر انسان تنها وجود حیوانی و گیاهی
او بود همین طور میشد . مثل مجموعه آجرها ، درختها ، و یا گوسفندها ولی
وجود انسانی انسان ، وجود عقلانی اوست ، وجود فرهنگی و فکری انسان است .
انسانها در وجود فکری و فرهنگی روی هم اثر میگذارند . من فرهنگی من ، از
همه انسانها در گذشته و حال اثر میگیرد .
طرفداران اصالت اجتماع میگویند انسان از جهت فرهنگ و عقل ، هر چه
دارد از اجتماع است انعکاسی است از آنچه که در جامعه رخ داده است .
این نظریه ، افراطی است .
ما قبول نداریم که تمام من انسان ، آن چیزی است که از خارج و اجتماع
گرفته است . جوهر من هر کس از وجود فردی وی پدید آمده و آنچه که از
جامعه میگیرد جنبه تغذیه دارد .
حقیقت این است که جامعه انسان نه مانند مجموعهای از جمادات است نه
مجموعه گیاهان یا حیوانات ، بلکه میان افراد انسان به نوعی ترکیب [
حقیقی ] وجود دارد . همانطور که اکسیژن و هیدروژن روی هم اثر میگذارند
انسانها هم از نظر روحی در یکدیگر تأثیر گذاشته و هویت روحی جدیدی
مییابند . فرق این ترکیب با سایر مرکبات واقعی ، [ در این است که در
اینجا کثرت افراد ( بر خلاف سایر ترکیبهای حقیقی ) تبدیل به وحدت
نمیشود و انسان الکل جدای از مجموعه افراد ، و بعنوان یک واحد حقیقی
وجود ندارد ] [١] .
[١] چون در یادداشتهای این درس ، جای این جمله خالی بود ، با توجه به مطلب ، جمله داخل پرانتز از کتاب " جامعه و تاریخ " استاد ، در جای خالی قرار گرفت .