درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
جزء متعدد اگر داشته باشیم با توجه به اینکه خاصیت اینها هم یک نوع است و اینها دور هم جمع بشوند تازه یک خرمن بوجود میآید ، یک کل به وجود میآورند که وحدتش وحدت اعتباری و کثرتش کثرت حقیقی است . این دیگر طبیعت جدید بوجود نمیآید . اگر بگوئید نه اینها با هم ترکیب میشود و طبیعت جدید بوجود میآید سؤال میشود طبیعت جدید چیست و از کجا بوجود آمده ؟ آیا آن یک امر جدیدی است ، یک جوهر جدیدی است که پیدا شده ؟ این مطلب بهیچ معنا با فرضیه ذیمقراطیس اصلا سازگار نیست . شیخ میگوید نظر ذیمقراطیس از این جهت هم درست نیست . زیرا اگر اجتماع اصولی که الان ما در عالم میبینیم یک اجتماع اتفاقی باشد بقاء اینها نمیتواند دوام داشته باشد . شما میگوئید یک ذراتی که کارشان گشتن بدور هم بوده است ، یک دفعه اجتماع کردند و آسمان بوجود آمد و کرات بوجود آمدند . خوب همانطور که اینها یکدفعه به دور هم جمع شد پس باید یک دفعه هم از هم جدا بشوند ، ولی ما میبینیم الان یک نظام واحد متقنی وجود دارد . این نشان میدهد که یک طبیعت ثابتی در اینجا حکمفرماست . آسمان آسمان است ، آب آب است ، هوا هواست و تبدیلات اینها بر اساس یک نظام معینی است و الا یک عده اموری که فقط دور هم جمع شدهاند و هیچ عاملی نیست که اینها را با هم ملصق بکند ، یعنی چون غایت طبیعت این نبوده است که اینها با هم متحد شوند محال است که اینها همینطور باقی بمانند . چون همانطور که طبیعت اقتضا کرده بهم برسند طبیعت هم اقتضا میکند از هم جدا شوند . یعنی موجبی برای اینکه این التصاق باقی بماند وجود ندارد .