فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٦ - توجيه مصنف(ره) در حاشيه اسفار
متّحد و يكى است چنانچه وجود محسوس بما هو محسوس فى نفسه با وجودش
عند الجوهر الحساس له واحد و بلا اختلاف است لذا اگر فرض كرديم كه وجود
معقول بالفعل با وجود عاقل متغاير است و ايندو را دو ذات موجود منهاض دانستيم
و ارتباط بين ايندو را فقط بمجرّد حال و محلّ فرض كرديم همچون سواد و جسم
كه سواد حالّ است و جسم محلّ لازمه اين فرض آنستكه بتوانيم وجود هر كدام را
منعزلا از وجود ديگرى اعتبار كنيم زيرا متقضاى دوئيّت بين دو چيز اقلّ مراتبش
همين است و حال آنكه اين امر صحيح نيست زيرا معقول بالفعل غير از وجودى
كه بواسطه آن ذاتا معقول است وجود ديگرى ندارد و اين وجود « معقول بالذّات
بودن» منفكّ نيست از وجود عاقلى براى آن چه آنكه معقوليّت يك طرف اضافه
است و معنايش بدون طرف ديگر « عاقليّت » مستحيل است لذا اگر عاقل غير از
معقول و منهاض از آن باشد لازمهاش اينستكه معقول فى حدّ نفسه با قطع نظر از
عاقل معقول نباشد و اين سلب شيئ از نفس مىشود كه آنهم امرى است مستحيل
و غير ممكن.
پس از آن مىفرمايد:
نتيجة معقول بالفعل همان عاقل بالفعل است و الّا تفكيك بين ايندور
لازم مىآيد و در مباحث مضاف گفته شد كه متضايفين در وجود مساوى و
متكافئ مىباشند هم از نظر اصل وجود و هم از جهت مرتبه آن يعنى اگر مضاف
بالفعل بوده مضاف اليه نيز چنين است و اگر آن بالقوّه بود اينهم همينطور است.
توجيه مصنّف (ره) در حاشيه اسفار
مرحوم مصنّف در حاشيه اسفار در ذيل همين بحث « ص ٣١٥ »
مىفرمايد:
مراد ايشان اين نيست كه چون عاقل و معقول متضايفين هستند پس در