فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٦ - كلام مرحوم مصنف در تضعيف گفته سيد صدر
اشكال
جوابى كه از منكرين وجود ذهنى داده شده مستلزم همان اشكاليست كه
بقائلين اشباح وارد است يعنى همانطوريكه جواب ايشان مرضى قائلين بوجود
ذهنى نبود و طبق مبناى ايشان تقرير نشده بود فلذا جواب منكرين داده نمىشود
عينا اين جواب همينطور است زيرا قائلين بوجود ذهنى همان حقيقت و ماهيّت
خارجى را در ذهن موجود مىدانند نه اينكه در ذهن بمقوله كيف مبدّل و منقلب
شود.
جواب
از اين اشكال جواب چنين مىدهد:
اشياء ذاتا داراى حقيقت معيّن و مشخّصى نيستند بلكه اگر موجود
خارجى در ذهن آمد حقيقتش مقوله كيف است چنانچه موجود ذهنى اگر در خارج
آمد حقيقتش عين معلوم خارجى است يعنى گاهى جوهر و زمانى عرض است
پس معنا ندارد قائلين به وجود ذهنى حقائق خارجيّه را در ذهن بهمان حقيقت
تصوّر كنند و مرادشان همين است كه ما مىگوئيم.
اشكال
باين جواب اشكال شده است كه انقلاب موجود خارجى در ذهن بكيف
نفسانى در صورتى صحيح است كه موجود در اين دو نحوه از وجود مادّه مشتركى
داشته باشد همچنانكه در هيولائيكه متوغّر در ابهام و اجمالست چنين است زيرا
بانضام صورتى بآن يكدام از عناصر اربعه موجود شود و در تمام موجودات
چهارگانه (آتش- هوا- آب- خاك) اين مادّه هيولاى مبهم محفوظ است و
بديهى است بين موجود ذهنى و خارجى چنين اشتراكى نيست.