فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥ - دنباله كلام در شرح الاسم بودن تعاريفى كه براى وجود نمودهاند
متصوّر ذهنى آنستكه آثارش در ذهن بر آن متصوّر نشود بلكه در خارج با آنها
باشد همچون حرارت كه اثر آتش است و فقط در خارج بر آن مترتّب مىگردد
بدون اينكه در موقع تصوّر در ذهن حاصل شود.
و اگر بدون آثار در ذهن تحقّق و تصوّر پيدا كند باز خلاف فرض لازم
مىآيد منتهى از جهت ديگر و آن اينستكه:
فرض نموديم وجود عين اين آثار و نشآت است، پس متصوّر بدون اين
آثار حقيقت وجود نبوده بلكه حقيقت ديگرى است.
قوله: اذ لو حصت فى الذّهن: ضمير در « حصلت » به حقيقت وجود راجع
است.
قوله: ان يترتّب عليها آثارها: ضميرهاى مؤنّث به حقيقت وجود عود
مىكنند.
قوله: فلم يحصل فى الذّهن: ضمير فاعلى در « لم يحصل» به وجود راجع
است.
قوله: ما لا يترّتب عليه الآثار: ضمير در « عليه » به ماء موصوله راجع است.
قوله: المطلوبة منه: ضمير در « منه » به ماء موصوله راجع است.
قوله: و امّا ان لا يترتّب: ضمير در « لا يترتّب» به آثار راجع است.
قوله: فلم يكن حقيقة الوجود: ضمير در « لم يكن» به الموجود فى الذّهن
راجع است.
شرح عربى: و ايضا:
كلّما يرتسم بكنهه فى الاذهان يجب ان يكون ماهيّته محفوظة مع تبدّل
وجوده و الوجود لا ماهيّة له و ماهيّته الّتى هوبها هو عين حقيقة الوجود و
لا وجود زائد عليها حتّى يزول عنها و تبقى نفسها محفوظة فى الذّهن.
ترجمه: و نيز:
هرچه ذاتش در اذهان مرتسم و منتقّش شود لازمست كه ماهيّت آن