فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣ - دنباله كلام در شرح الاسم بودن تعاريفى كه براى وجود نمودهاند
است يعنى مفهومش و قول آنانكه مىگويند وجود اصلا تصوّر نمىشود يعنى
حقيقت و ذاتش.
شرح فارسى:
توضيح
شرح مفردات
شرح مفردات اين عبارت بقرار ذيل است:
حقيقت بسيطه: دليل بر اينكه حقيقت وجود بسيط است قبلا ذكر شد و
خلاصه آن اين بود كه براى وجود جنس و فصل نمىباشد و بسيار روشن است كه
موجود بدون فصل و جنس بايد بسيط باشد.
النّوريّة: وجه تعبير باين كلمه آنستكه در تعريف نور چنين گفتهاند:
النّورمان كان ظاهرا بنفسه و مظهرا لغيره.
يعنى: نور حقيقتى است كه هم خود ظاهر بوده و هم غير خود را در
معرض بروز و عرصه ظهورى قرار مىدهد.
و چون وجود نيز عينا چنين مىباشد بلكه بايد گفت:
اين خاصيّت در نور علّتش آنستكه چون فرد وجود است و تشرّفش باين
مقام در سايه اين كمال است لذا اطلاق نور بر آن شده است و چون عبارت واضح
و روشنترى نبود از اينرو در مقام تعبير متمسّك باين لفظ شدهاند.
قوله: حيثيّة ذاتها حيثيّة الاباء عن العدم: يعنى حقيقت وجود عين اباء از عدم
و نيستى است نه آنكه بر ذات و حقيقتش اين مفهوم عارض شود.
چنانچه ذاتش عين منشاء بودن براى آثار خيريّه است نه اينكه اين مفهوم
عارض بر آن گردد و از آن منهاض باشد.
بعد از شرح اين مفردات حاصل معناى عبارت چنين مىشود:
حقيقت بسيط نوريّهاى كه ذاتش عين اباء از عدم و نفس منشاء بودن
براى آثار است در عين حاليكه داراى مفهوم بسيار روشنى است معذلك در