فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠ - دنباله كلام در شرح الاسم بودن تعاريفى كه براى وجود نمودهاند
تجريد باينمعنا تصريح فرموده است.
قوله: و هو ما يقال الخ: ضمير « هو » به مطلب ما الشّارحة راجع است.
قوله: لانّه مبدء اوّل لكلّ شرح: ضمير در « لانّه » به وجود راجع است.
قوله: فلا شرح له: ضمير در « له » به وجود عائد است.
قوله: بل صورته تقوم فى النّفس: ضمير در « صورته » به وجود بر مىگردد.
شرح عربى: و ليس، اى المعرّف، بالحدّ، حيث انّ الوجود بسيط، لا فصل له و
لا جنس له كما سيجيئ و لا بالرّسم، لانّ الرّسم يكون بالعرضىّ الّذى
من الكلّيّات الخمس الّتى مقسمها شيئيّة الماهيّة، و الوجود و عوارضه
ليست من سنخ الماهيّة.
و لانّ المعرّف لا بدّ ان يكون اظهر و اجلى من المعرّف و لا اظهر من
الوجود.
ترجمه: معرّف در تعريف وجود « حدّ » نبوده زيرا وجود بسيط مىباشد يعنى نه
فصلى دارد و نه جنسى چنانچه عنقريب شرح اين معنا خواهد آمد.
و نيز « رسم » هم نمىباشد زيرا رسم بواسطه عرضىّ كه يكى از كلّيّات
خمس است و مقسم بين تمام « شيئيّت ماهيّت» مىباشد صورت مىگيرد
در حاليكه وجود و عوارض آن از سنخ ماهيّت نمىباشند.
و دليل ديگر آنكه: معرّف بايد از معرّف ظاهرتر و اجلى باشد در حاليكه
از وجود چيزى اظهر و اجل پيدا نمىشود.
شرح فارسى:
توضيح
دنباله كلام در شرح الاسم بودن تعاريفى كه براى وجود نمودهاند
و از جمله براهين ديگرى كه براى شرح الاسم بودن تعاريف وجود