فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦٦ - فصل وجود حقيقت مشكك بوده و تكثر در آن بواسطه ماهيت است
اى الوجود و الّا فالشّيئ بنفسه لا يتثنّى و لا يتكرّر.
و كونه، اى كون الوجود، مشكّكا قد ظهرا، اى سابقا عند قولنا
« الفهلويّون الخ» ثمّ لمّا خرج من هذا البيت انّ فى الوجود كثرتين:
احديهما كونه انسانا و فرسا و شجرا و حجرا و غير ذلك.
و الثّانية كونه مقدّما و مؤخّرا و شديدا و ضعيفا و نحو ذلك اردنا ان نبيّن
انّ الكثرة على الوجه الثّانى ليس تكثّرا فى الحقيقة و لا ينثلم به وحدة
الطّبيعة المشكّكة فقلنا من رأس:
ترجمه:
فصل وجود حقيقت مشكّك بوده و تكثّر در آن بواسطه ماهيّت است
وجود بواسطه كثرت موضوعات (مقصود از موضوع معنائى است كه
در مقابل محمول مىباشد كه مصداق آن ماهيّت است) متكثّر مىباشد و الّا با
قطع نظر از اينجهت شيئ (يعنى وجود) نه مثنّا شده و نه مكرّر.
و مشكّك بودنو جود امرى است ظاهر و روشن چنانچه سابقا گفتيم
فهلويّون بآن قائل و معتقدند.
سپس مىفرمايد:
چون از اين بيت استفاده مىشود كه در وجود دو كثرت است:
الف: بودنش انسان، فرس، شجر و حجر و غير اينها.
ب: بودنش مقدّم و مؤخّر، شديد و ضعيف و امثال اينها.
لا جرم اراده كرديم كه بيان كنيم تكثّر در اينجا بر وجه دوّم بوده و آن
در واقع تكثّر نبوده و بواسطهاش وحدت طبيعت مشكّكه منثلم نمىشود.