فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٦ - تأويل مذهب متكلمين
قوله: عارض الاضافة: يعنى الاضافة الى مهيّة مهيّة.
قوله: و كما انّ الحصّة نفس ذلك المفهوم الخ: وجه ديگرى است براى تأويل و
ارجاع و حاصل آن اينست متكلّمين حصص را نفس همان مفهوم واحد مىدانند
البتّه با اضافه كردن مفهوم را بخصوصيّتى كه داخل در اضافه باشد بطور معناى
ربطى و حرفى نه استقلالى چون در صورت استقلال لازم مىآيد آن خصوصيّت را
يك طرف ديگر اضافه بدانند بطور اصل و آن مستلزم قائل شدن بدو اصل مىشود
و آنرا ايشان ملتزم نيستند و اصلا با لحاظ معناى حرفى و ربطى سازگار نيست و
خلاصه آنكه اضافه وجود باين حصص را اضافه اشراقى مىدانند و اين همان
كلامى است كه قائلين اوّل درباره معنون اين حصص يعنى حصص حقيقى
مىگفتند و اضافه حقيقت الوجود را بآنها از همين سنخ اضافه تقرير مىكردند و
آنها را عين ربط به حقيقت الوجود مىدانستند.
قوله: لانّها حينئذ: ضمير در « لانّها » به حصّه بر مىگردد و مقصود از
« حينئذ » حين لحاظها بنحو الاستقلال مىباشد.
قوله: تصير طرفا: يعنى تصير طرفا للاضافة.
قوله: هذا خلف: زيرا فرض اينستكه حصّه نفس اضافه است نه مضاف.
قوله: كذلك معنونها: يعنى معنون حصّه كه مفهوم واحد باشد.
قوله: بما هى ربط محض: ضمير « هى » به حصّه حقيقيّه عود مىكند.
متن: « ٣٩ »
|
و الحصّة الكلّى مقيّدا يجيئ |
تقيّد جزء و قيد خارجيّ |