فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٥ - تضعيف مصنف(ره) نسبت بمذهب حكماء مشاء
اشكال و جواب
امّا اشكال: چه محذورى دارد كه شيئ واحد عين اشياء كثير باشد چه
رسد بآنكه آنرا مستحيل هم دانست و احيانا استحالهاش را نيز جزء ضروريّات
قرار داد.
و چنانچه گفتهاند: ادلّ الدّليل على امكان الشّيئ وقوعه.
و ما بسيار ديدهايم كه شيئ واحد عين اشياء متكثّر مىباشد از جمله
واحد جنسى همچون حيوان زيرا با اينكه واحد است معذلك عين كثرات نوعيّه از
قبيل انسان، فرس و بقر و امثال اينها مىباشد.
يا واحد نوعى چون انسان كه عين متكثّرات عددى و شخصى نظير زيد،
عمرو، بكر مىباشد.
و امّا جواب: در پاسخ اين اشكال مىفرمايد: در اينجا دو باب است:
١- آنكه واحد عين كثير باشد با حفظ وحدت.
٢- آنكه در تحت شيئ واحدى متكثّراتى مندرج باشند.
امرى كه استحالهاش ضرورى بوده و مورد كلام مىباشد باب اوّل است
و سنديكه براى عدم استحاله بلكه وقوع آن ذكر شده از قبيل دوّمى مىباشد و بين
ايندو فرق بسيار است بلكه با هم اساسا مساسى ندارند.
قوله: و ادّعاء الضّرورة فيه غير مسموع: ضمير در « فيه » به بطلان تالى راجع
است.
شرح عربى
ان قلت
اليس يحمل النّوع على الافراد مثلا، و الحمل هو الاتّحاد فى الوجود.
قلت
بلى و لكن الموضوع فى الحقيقة جهة الوحدة فى الافراد، فانّ جهات