فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩ - عارض بودن وجود بر ماهيت در عالم ذهن
كه وحدت وجود را بايشان نسبت دادهاند به لازمى كه ذكر شد نمىتوان ملتزم شد
و آنطور كه در شوارق آمده و فرموده بنابر مذهب وحدت وجود ممكنست باين لازم
ملتزم شد، كلام درستى نيست زيرا آنچه را كه صوفيّه گفتهاند در مقام وجود
حقيقى است و امّا در مقام شيئيّات ماهيّات و عالم مفاهيم ايشان نيز باتّحاد
ماهيّات قائل نبوده و ممكن نيست بآن ملتزم باشند.
شرح فارسى:
توضيح
حاصل اين دليل آنستكه:
شبههاى نيست در اينكه وجود معناى واحد و امر فاردى است با توجّه
باين مطلب اگر ماهيّت عين آن باشد دو تالى فاسد پيش مىآيد:
اوّل: آنكه تمام ماهيّات متغايره بلكه متضادّه با هم بايد متّحد باشند مثل
ماهيّت انسان با شجر يا ماهيّت بياض باسواد.
دوّم: آنكه حمل ماهيّات بر هم بايد از قبيل حمل اوّلى باشد، زيرا طبق
اين فرض تمام مصداقا و مفهوما با هم متّحد مىباشند و التزام باين دو امر ممكن
نيست.
امّا بطلان اوّل: بديهى و ضرورى است كه ماهيّات با يكديگر تغاير
ذاتى دارند اعمّ از آنكه در تمام ذات و اساسا در جنسى با هم اشتراك نداشته يا
بفرض اشتراك در جنس در بعض ذات كه فصل باشند از يكديگر ممتاز هستند
همچون فرس و انسان كه اگرچه در جنس حيوان با هم مشتركند ولى در فصل از
هم جدا و بينشان ميز و جدائى است.
و امّا بطلان دوّم: بعد از روشن شدن تغاير ذاتى بين ماهيّات بطلان اين
تالى روشن و واضح است و بوضوح مىتوان دريافت كه حمل ماهيّات بر يكديگر
حمل اوّلى نبوده بلكه يا اساسا قابل حمل بر يكديگر نيستند و يا در صورت صحّت
حملشان، حمل شايع است نه اوّلى همچون حمل حيوان بر انسان يا اسود بر
فرس.