فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٥ - عارض بودن وجود بر ماهيت در عالم ذهن
قطع نظر از وجود و عدمش مىباشد.
و حاصل مراد مصنّف از اين عبارت آنستكه:
در عروض ذهنى مجرّد ملاحظه ماهيّت من حيث هى هى كفايت كرده و
نيازى به لحاظ وجود يا عدم آن نيست اگرچه در واقع و نفس الامر يا موجود است
و يا معدوم ولى از هر دو قطع نظر مىنمائيم بنحو عدم الاعتبار نه بطور اعتبار عدم.
و خلاصه كلام آنكه موضوع و معروض در عروض ذهنى نفس ماهيّت با
قطع نظر از وجود و عدم مىباشد بخلاف موضوع و معروض در عروض خارجى
چه آنكه معروض در اينقسم لازم است پيش از عروض در خارج تحقّق داشته
باشد.
قوله: فى الواقع: يعنى در خارج.
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج١ ؛ ص١٦٥
له: المعهودة بين القوم: كلمه « المعهودة » صفت است براى « صحّة
السّلب» و مقصود از صحّت سلب معهود همان صحّت سلبى است كه در اصول از
آن بعنوان يكى از علائم مجاز نام مىبرند بنابراين الف و لام در « السّلب » و
اضافه « صحّت » به آن هر دو براى عهد مىباشد.
قوله: و لا يصحّ سلبها عن نفسها: ضميرهاى مؤنّث به ماهيّت راجع مىباشند.
قوله: و لا سلب ذاتيّاتها عنها: ضميرهاى مؤنّث بماهيّت عود مىكند.
قوله: فليس عينا و لا جزء لها: ضمير در « ليس » به وجود و در « لها » به
ماهيّت عود مىكند.
قوله: اى ما يقرن بقولنا: لانّه: مقصود از « وسط » واسطه در اثبات است كه
از واسطه در ثبوت اعمّ و با واسطه در عروض مبائن مىباشد.
و وجه تسميه آن به « وسط » اينستكه بين اصغر و اكبر قرار مىگيرد و
بواسطهاش حكم در كبرى كه اكبر باشد بر موضوع در صغرى كه اصغر است
حمل مىگردد.
قوله: كما عرّفه الشّيخ: يعنى شيخ « ابن سينا» وسط را اينطور تفسير نموده
است.