فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٦ - فصل زايد بودن وجود بر ماهيت
قوله: بمعنى انّ المفهوم من احدهما عين المفهوم من الآخر: اين عبارت تفسير
است براى عدم عينيّت وجود با ماهيّت در ذهن و حاصل مراد اينستكه:
مقصود از زيادى وجود بر ماهيّت، زيادى در خارج نيست، زيرا
ارباب تحقيق از حكماء كه وجود را زائد بر ماهيّت دانسته و كلام اشعرى را
رد نمودهاند، بزيادى عينى و خارجى قائل نبوده و مقصودشان از زياده،
زيادت وجود بر ماهيّت در ذهن است چنانچه اشعرى مرادش از عينيّت وجود
با ماهيّت، عينيّت در ذهن مىباشد، فلذا اگر مقصود اشعرى عينيّت در خارج
باشد اشكالى بر او وارد نبوده و قولش مورد اعراض و طعن نبايد قرار گرفته
باشد و حاصل آنكه:
اشعرى مفهوم وجود را كه امرى است ذهنى با مفهوم ماهيّت كه آن
نيز در ذهن وجود دارد متّحد و معاين با هم مىداند و محقّقين فرمودهاند ايندو
مفوم با يكديگر تغاير كلّى داشته از اينرو وجود در ذهن با ماهيّت مغاير و
زائد بر آن مىباشد.
قوله: لانّ المحقّقين من الحكماء: اين عبارت علّت است براى اينكه نزاع
بين اشعرى و محقّقين در عينيّت و زيادى وجود بر ماهيّت در ذهن است نه
در خارج.
قوله: بزيادته عليها: ضمير در « زيادته » به وجود و در « عليها » به
ماهيّت راجع است.
قوله: لا فى العين: يعنى لا فى الخارج.
قوله: بل بتحليل و تعمّل من العقل: تحليل و تعمّل عقلى بيك معنا بوده
و عطف « تعمّل » به « تحليل » عطف تفسيرى مىباشد.
شرح عربى: فانّ الكون فى الذّهن ايضا وجود ذهنىّ كما انّ الكون فى الخارج
وجود خارجىّ، لكنّ العقل من شأنه ان يلاحظها وحدها من
غير ملاحظة شيئ من الوجودين بنحو عدم الاعتبار لا اعتبار العدم.