فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٣ - فصل زايد بودن وجود بر ماهيت
كنيم كه آيا اصالت داشته يا اعتبارى است و وقتى مسئله اصالت وجود در
اين فرض منتفى شد وحدت كه از آن وجود بوده و از خواصّ لاينفكّ سنخ
وجود است نيز تحقّق پيدا نكرده و بدين ترتيب مبحث اشتراك معنوى نيز
رأسا ساقط مىگردد و بالمآل مذهب فهلويّون نيز مردود بايد شناخته گردد و
اساسا يك تحوّل بىاساسى بايد در حكمت پديد آيد كه التزام به لوازمش
دور از تحقيق و با واقع غير مطابق مىباشد، از اينرو مىتوان ادّعاء نمود كه
اين مسئله أمّ المسائل و رأس المطالب از نظر حكماء مىباشد.
وجه عدم تعبير مصنّف (ره)
به مهمّ بودن اينمسئله
مرحوم محقّق آشتيانى در حاشيه سه وجه براى عدم تعرّض
مصنّف (ره) براى مهمّ بودن اينمسئله ذكر مىكند كه ذيلا درج مىشود:
الف: وجه اوّل آنستكه بگوئيم اينمسئله متفرّع بر مسئله سابق كه
اشتراك وجود بوده مىباشد و مصنّف (ره) آنرا از ملحقات آنمسئله قرار داده.
مؤلّف گويد:
اين توجيه ظاهرا تمام نيست زيرا طبق تقريرى كه نموديم امر بعكس
بوده و بايد مبحث اشتراك معنوى بودن وجود را از ملحقات و توابع اينمسئله
قرار داد.
ب: قبلا از بيان مرحوم مصنّف مهمّ بودن اينمسئله استفاده شد و
ديگر نيازى بتصريح دوباره نبود.
مؤلّف گويد:
مرحوم مصنّف در مبحث اصالة الوجود و اعتبارى بودن ماهيّت كه
قهرا اشاره به تغاير بين وجود و ماهيّت دارد به اهمّ بودن اينمسئله تصريح
نفرمود.