فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٢ - فصل زايد بودن وجود بر ماهيت
كه در خارج مىباشد و در تفسير مراد وى بايد گفت:
منظورش از اين اتّحاد آنستكه مفهوم هر كدام از ايندو عين مفهوم ديگرى
است لذا هر معنائى كه از وجود به ذهن مىآيد همان معنا نيز از ماهيّت متبادر
است
و لازمه اين رأى آنستكه نسبت بين ايندو لفظ (وجود- ماهيّت) ترادف
مىباشد.
جمعى از اهل تحقيق معتقدند:
ماهيّت در دو مورد عين وجود بوده و در يك موضع زائد و مغاير با آن
مىباشد.
امّا آن دو مورد اتّحاد عبارتند از:
١- عالم خارج.
٢- حاقّ ذهن.
مراد از حاقّ ذهن، ذهنى است كه از تصرّف و تعمّل عقل خالى
بوده و باصطلاح اهل عرف ذهن دست نخورده را گويند.
و امّا آن يك موردى كه ماهيّت مغاير با وجود بوده:
آن ذهنى است كه عقل در آن دخل و تصرّف داشته باشد و شرح آن
در عبارات بعدى انشاء اللّه خواهد آمد.
مؤلّف گويد:
مسئله زيادى وجود بر ماهيّت يا عينيّت آن دو با هم از امّهات و
اصول مسائل حكمت مىباشد و بسيارى از مسائل علم معقول بر آن متوقّف
مىباشند حتّى مسئله اصالت وجود و اشتراك آن و غير ايندو از مسائل مهمّه
ديگر نيز بآن وابسته هستند.
چه آنكه اگر مذهب اشعرى را پذيرفته و وجود را عين ماهيّت بدانيم
و در نتيجه تمام ماهيّات متخالف و متغاير را كه ذاتا با يكديگر تفاوت دارند
با وجود معاين فرض نمائيم ديگر سنخ وجود تحقّقى نداشته تا در آن صحبت