فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - ادله مصنف(ره) بر اشتراك وجود
برايشان روشن و آشكار شده و بدانند تا خداوند حقّ و ثابت است.
و علامت و نشانه چيزى هرگز با آن مباين و از تمام جهات مخالف و
مغاير نمىباشد بلكه همچون فيى و سايه نسبت بشيئ است.
فلذا ظلمت هرگز علامت نور نبوده و سايه نشانه روشنائى نمىباشد.
در نتيجه بايد گفت اگر وجود مشتكر بين موجودات نباشد هرگز
موجودات نبايد آيات و علائم او باشند در حاليكه جمله وجودات باعتبار اينكه
وجود هستند آيات حضرتش جلّ و جلاله بوده و همگى در كتاب تكوينى آفاقى و
انفسى مسطور و ثابت هستند چنانچه بهمين مطلب در مواضع عديدهاى از كتاب
تدوينى كه با دو كتاب تكوينى آفاقى و انفسى موافق است همچون توافقى كه
بين وجود كتبى و لفظى با وجود ذهنى و عينى بوده اشاره شده است.
شرح فارسى:
توضيح
دليل چهارم بر مشترك معنوى بودن وجود مضمون مصراع اوّل اين بيت
است:
موجودات عالم بر دو قسم هستند:
١- موجودات آفاقى.
٢- موجودات انفسى.
منظور از موجودات آفاقى، موجوداتى است خارج از افق نفس چه
مادّيّات آنها و چه غير مادّيّات.
و مقصود از موجودات انفسى، موجوداتى است كه در افق نفس كه
قوامشان به نفس انسانى بوده همچون متصوّرات مىباشد.
و تمام را بنام « عالى » مىنامند يعنى ماسواى خدا و علامت براى
حضرتش جلّ جلاله چنانچه حقتعالى در سوره فصّلت آيه ٥٣ بآن اشاره فرموده:
سنريهم آياتنا يف الآفاق و في انفسهم حتّى يتبيّن لهم انّه الحقّ.
و بعد از تثبيت اينكه عالم علامت باريتعالى است ثابت مىشود كه