فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦ - دليل پنجم براى اصالت وجود
ترجمه: و نيز اگر وجود اعتبارى و ماهيّت اصيل باشد توحيد افعالى يعنى
وحدت فعل خداوند و كلمه حضرتش منسد مىشود زيرا بنابر اينكه وجود
اعتبارى باشد ممكن نيست عقل بتواند حكم كند كه مفاهيم: علم، اراده، قدرت
و غير اينها از صفات حقيقيّة با هم متّحد مىباشند چنانچه عقل نمىتواند در اين
فرض اين مفاهيم را با ذات مقدّس واجب يكى بداند زيرا بحسب فرض هيچ
جهت جامع و وحدتى بين اوصاف و نيز بين آنها و ذات وجود ندارد تا در مقام
وجود بتوان آنها را يكى دانست بلكه هر يك از آنها در مرتبه مفهوم با ديگرى
متغاير و مخالف بوده و نيز هر يك از آنها با ذات اقدسش كه بآنها موصوف است
متغاير مىگردد چه آنكه در فرض مزبور ذات نيز ماهيّتى از ماهيّات مىشود و
در نتيجه بحسب كثرت صفات و اختلافشان با ذات تكثّر و تعدّد لازم مىآيد.
شرح فارسى:
توضيح
شرح انسداد توحيد صفاتى
مقصود از توحيد صفاتى آنستكه صفات ذات حقتعالى از قبيل علم،
حيات، قدرت، و وجوب عين ذات او مىباشند و در عين اينكه چنين بوده معذلك
هر كدام داراى مفهوم عليحدّهاى مىباشند.
و در اين مسلئه بين حضرات تسالم و توافق است اگرچه جماعت اندكى
از منحرفين اباطيلى گفتهاند كه مورد اعتناء نيستند و كلامشان از وجه اعتبار
ساقط است.
با توجّه باينمقدّمه مىگوئيم:
اگر ماهيّت اصيل بوده و وجود اعتبارى باشد چون اقتضاى ذاتى و فطرت
ماهيّت كثرت و تعدّد است لا جرم طبق اينفرض لازم مىآيد كه نه صفات
حقتعالى با هم يكى بوده و نه با ذات اقدسش متّحد باشند.
امّا تغاير و اختلاف صفات با هم بخاطر اينستكه هر كدام ماهيّتى متباين