تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٧ - امر دوم
جعفى، از مولانا ابى جعفر عليه السّلام نقل شده كه يهودى نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد در وقتيكه حضرت از جنگ نهروان مراجعت مىفرمودند، وى از آنجناب راجع به آن مواطنى كه خداوند اوصياء انبيا را در آنها امتحان مىكند پرسيد، در بين كلماتى كه حضرت ايراد فرمودند اين جملات ذكر گرديده:
امّا چهارم، يعنى موطن چهارم، آن شخصى كه بعد از رفيقش بامر خلافت قيام نمود يعنى عمر پس از ابو بكر در موارد امور از من مشورت مىكرد و آنچه رأى من بود آنرا عملى مىساخت و در مشكلات و معضلات از من نظرخواهى مىكرد و به نظريّه من كه احدى غير از او حتّى اصحاب خودم مطّلع نبودند لباس عمل مىپوشاند و غير او خلفاء ديگر با من مشورت نمىكردند .... تا آخر.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ظاهرا كلمه « الامور » در اينحديث جمع محلّى بالف و لام بوده و عام مىباشد ولى عمومش اضافى است يعنى در تمام امور با حضرت مشورت نمىكرد بلكه در آنچه به رياستش ضرر وارد نمىكرد.
و مخفى نماند كه خروج بر كفّار و دعوت ايشان باسلام از بزرگترين و شاخصترين آن امورى بوده كه وى با آنجناب در آنها مشورت مىكرده بلكه عظيمتر و مهمّتر از آن وجود نداشته.
البتّه ناگفته نماند كه در سند اينحديث كسانى واقع هستند كه روايت را از درجه اعتبار ساقط نمودهاند ولى در عين حال چون محدّثين و علماء اهل قم بآن اعتماد كرده و نقلش نمودهاند با توجّه باينكه از تتبّع و بررسى حالات ايشان چنين معلوم مىشود كه آنها روايت ضعيفى را در كتبشان ثبت و ضبط نمىكرده مگر آنكه با قرائنى همراه بوده كه موجب اعتمادشان بر آن مىگشته لاجرم ضعف سند آن بدينوسيله ترميم و جبران مىگردد.
مضافا بآنچه مشهور شده و آن اينكه حضرت ابى محمّد امام حسن مجتبى عليه السّلام در پارهاى از اين غزوات حضور داشتهاند و همچنين برخى از خواصّ امير المؤمنين عليه السّلام از جمله عمّار در آنها شركت داشته و اين خود قرينه بارزى است بر اينكه جنگ واقع شده تحت نظر امير المؤمنين عليه السّلام بوده است.