تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٣ - مسئله سوم
و در كتاب مسالك است كه علماء شيعه تمام بر آن اطباق و اجماع داشته و در آن مخالفى سراغ نداريم و از كتاب مفاتيح منقولست كه در اينحكم اختلافى نمىباشد.
و در كتاب رياض فرموده:
نقل اجماع بر جواز شركاء زكات و خراج و مقاسمه از ظالم بحدّ استفاضه رسيده است.
پس از آن مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ادّعائيكه از اين حضرات بر جواز نقل مؤيّد است به شهرت محقّق بين شيخ الطّائفه (ره) و متأخّرين از ايشان.
شرح مطلوب
قوله: باسمهما: يعنى باسم خراج و مقاسمه.
قوله: يجوز ان يقبض منه مجّانا: ضمير در « منه » به ظالم راجع است.
قوله: لانّه غير مستحقّ لاخذه: ضمير در « لانّه » به ظالم و در « اخذه » به ما يأخذه راجع است.
قوله: فتراضيه: يعنى تراضى ظالم.
قوله: فى تعيين شيئ من ماله لاجلها: ضمير در « ماله » به من عليه الحقوق المذكورة و در « لاجلها » به تلك الحقوق المذكوره راجع است.
قوله: و امّا اذا قهره على اخذ شيئ: ضمير فاعلى در « قهره » به ظالم و ضمير مفعولى آن به من عليه الحقوق المذكورة عود مىكند.
قوله: و مع ذلك يجوز قبضه: مشار اليه « ذلك » بقاء على ملك المأخوذ منه مىباشد.
قوله: حكاية الاجماع عليه: ضمير در « عليه » به جواز قبض من الجائر راجع است.
قوله: على جواز شراء الثّلاثة: يعنى خراج و مقاسمه و زكات.
قوله: و ان لم يكن مستحقّا له: ضمير فاعلى در « لم يكن» به ظالم راجع است و