تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥٩ - مقاله مرحوم شهيد ثانى در مسالك
استحقاق دارند.
بلكه مقصود و مراد اينستكه وقتى مكلّف بانجام واجب كفائى يا عينى قيام نمود و بعبارت ديگر فعلى را انجام داد كه مآل و مرجعش به مصالح و حقوق مؤمنين مىباشد همچون قضاء و افتاء و اذان و اقامه و امثال اينها و از طرفى ولىّ مسلمين مصلحت در اين ديد كه مبلغى از بيت المال را براى چنين كسى منظور نمايد كه بطور يوميّه و يا ماهانه و يا سالانه در قبال وظيفهاى كه انجام داده از باب فقر بوى اعطاء كنند و بدين وسيله حاجت و نيازش برطرف شده و بواجبى كه قيام بآن وى را از تحصيل ضروريّات زندگى بازمىدارد اقدام نمايد بدون ترديد دريافت وجه مزبور براى گيرنده اشكالى ندارد چه بيش از اجرة المثل بوده و چه كمتر از آن باشد.
لازم بتذكّر است كه در حكم مزبور فرقى نيست بين اينكه تعيين رزق از بيت المال براى عامل بعد از اقدام او بعمل بوده يا قبل از آن باشد حتّى اگر حاكم مسلمين بوى بگويد:
تو در شهر قضاوت نما و من متعهّد مؤنه تو شده و از بيت المال ادارهات مىكنم.
قطعا اين امر جايز بوده و آنرا نمىتوان جعاله ناميد.
و بهرتقدير مقتضاى قاعده آنستكه مكلّف از بيت المال تنها در صورت احتياج مىتواند ارتزاق كند يعنى در فرضى كه فقير بوده و از طرفى قيام بامر واجب او را از تحصيل ضروريّات و مايحتاج زندگى بازمىدارد بطورى كه يا بايد بدنبال آنها رفته و يا واجب را انجام دهد، بنابراين كسيكه مستغنى است اگرچه با در دست داشتن كسبى باشد كه اشتغال بآن مانع از اقدام بواجب نيست حقّ ندارد از بيت المال ارتزاق نمايد.
و از اطلاق كلام جماعتى در باب قضاء خلاف اينمعنا ظاهر شده بلكه تعداد بسيارى از فقهاء صريحا فرمودهاند: مكلّف با داشتن قدر كفايت و استغناء مالى مىتواند از بيت المال ارتزاق نمايد.
شرح مطلوب
قوله: كما هو احد الاقوال فى المسئلة: ضمير « هو » به وجوب تحمّل الشّهادة راجع