تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٣ - انصاف مرحوم مصنف در مخدوش بودن استدلال مرحوم كاشف الغطاء
مال بباطل است.
پس از آن مىفرمايند:
بايد توجّه داشت اينكه شارع مقدّس در برخى موارد اخذ اجرت پس از ايقاع و اتمام عمل را تجويز فرموده با بيان اينجا هيچ منافاتى ندارد مانند اينكه بوصى اجازه داده تمام اجرة المثل يا بمقدار كفاف را از مال ميّت بردارد.
و وجه اين عدم تنافى آنستكه جواز اخذ اجرت از باب معاوضه نيست يعنى وصىّ كه مىتواند اجرت عمل خود را دريافت كند نه بخاطر آنستكه عملش را با پول معاوضه كرده و تحت عقد اجاره يا جعاله عوض را اخذ مىكند بلكه اين جواز صرف حكم شرعى است و به تعبير ديگر: جواز اخذ عوض حكم است نه حقّ.
شرح مطلوب
قوله: فهذا والده: مقصود از « والده » مرحوم علّامه حلّى است.
قوله: اذا لم يتعيّن: يعنى لم يتعيّن القضاء مثل اينكه قاضىهاى ديگر نيز باشند.
قوله: و قبله المحقّق: ضمير در « قبله » به والده راجع است.
قوله: غير انّه قيّد الخ: ضمير در « انّه » به محقّق عود مىكند.
قوله: و لاجل ذلك: مشار اليه « ذلك » تصريح علّامه و محقّق رحمة اللّه عليهما مىباشد.
قوله: اختار العلّامة الطّباطبائى: مقصود مرحوم سيّد مهدى بحر العلوم مىباشد.
قوله: فى مصابيحه: شرح بر مفاتيح الشّرايع مرحوم فيض است.
قوله: مع ما طعن به الشّهيد الثّانى: ضمير در « به » به ماء موصوله راجع است.
قوله: ثمّ ان صلح ذلك الفعل المقابل الخ: مقصود از « ذلك الفعل» فعل واجب مىباشد.
قوله: او اسقاطه به: ضمير در « اسقاطه » به ايجاب و در « به » به فعل مقابل اجرت راجع است.
قوله: او عنده: يعنى عند الامتثال.
قوله: سقط الوجوب: جواب است براى « ان صلح».