تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٣ - مسئله اول
لا تبيعوا المصاحف، فانّ بيعها حرام.
( قرآن را نفروشيد چه آنكه بيعش حرام است).
قلت: فما تقول فى شرائها (راوى مىگويد):
محضر امام عليه السّلام عرض كردم: چه مىفرمائيد درباره خريدن آن.
قال: اشتر منه الدّفتين و الحديد و الغلاف و ايّاك ان تشترى منه الورق و فيه القرآن مكتوب، فيكون عليك حراما و على من باعه حراما.
حضرت فرمودند:
از آن دو پوشش و آهن و غلافش را بخر و الحذر از خريدن ورقش كه در آن قرآن نوشته شده چه آنكه خريدن آن بر تو حرام است همانطورى كه فروشش بر فروشنده حرام مىباشد.
و از جمله اين روايات نيز مضمره عثمان بن عيسى است، در اين روايت آمده:
تشريح المطالب، شرح فارسى بر مكاسب ؛ ج٤ ؛ ص١١٦٣
وى مىگويد:
سئلته عن بيع المصاحف و شرائها.
( از او راجع به فروش و خريدن مصاحف و قرآنها پرسيدم).
فقال:
لا تشتر كلام اللّه و لكن اشتر الجلد و الحديد و الدّفتين و قل اشترى منك هذا بكذا و كذا.
فرمود:
( كلام خدا را نخر امّا جلد و آهن و دو پوشش آنرا بخر و بفروشنده بگو اين را از تو به فلان و فلان مقدار مىخرم).
اين روايت را مرحوم كلينى در كتاب كافى شريف از عثمان بن عيسى، از سماعه، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام نقل و روايت كرده است.
و از جمله اين روايات، روايت جرّاح مداينى است كه در باب بيع مصاحف نقل كرده، امام عليه السّلام در اين روايت مىفرمايند:
لا تبع الكتاب و لا تشتره و بع الورق و الاديم و الجلد.
( كتاب را نفروش و نخر بلكه ورق و چرم و جلد آنرا ابتياع كن.)