تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٧ - دنباله وظائف والى
و كسيكه به زيارت برادر مؤمنش در خانه او برود بدون اينكه احتياج و نيازى باو داشته باشد خداوند متعال او را از زوّار خود منظور مىدارد و شايسته است كه خداوند زائر خويش را اكرام فرمايد.
اى عبد اللّه، حديث نمود مرا پدرم از پدرانش، از على عليه السّلام كه ايشان از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدند كه آن جناب روزى باصحابشان فرمودند:
اى گروه مردم مؤمن نيست كسيكه با زبانش ايمان آورده و به دل اعتقاد ندارد، پس لغزشها و اشتباهات مؤمنين را پىگيرى نكنيد زيرا كسيكه لغزش مؤمنى را دنبال كند خداوند روز قيامت لغزشهايش را دنبال مىنمايد و در وسط خانهاش مفتضحش مىكند.
و حديث نمود من را پدرم از پدرانش، از على عليه السّلام كه ايشان فرمودند:
خداوند متعال اخذ ميثاق از مؤمن نموده كه اوّلا ديگران او را در گفتارش تصديق نكرده و ثانيا وى بمنظور شفاء غيظ خويش از دشمنش انتقام نگيرد بلكه اين آتش را بواسطه اعتراف بعيوب خود خاموش نمايد چه آنكه مؤمن در دنيا ملجم و زبان بسته است و اين براى مدّتى بس كوتاه و راحتى بسيار طولانى مىباشد.
و خداوند متعال از مؤمن بر چند چيز اخذ ميثاق نموده كه آسانتر و سهلترين آنها اينستكه مؤمن ديگرى عيب او را گرفته و بوى حسد مىورزد و نيز گرفتار شيطان شده كه گمراهش كرده و بوى بغض مىورزد و همچنين دچار سلطان ظالمى گشته كه مراقب او بوده و لغزشهايش را پىگيرى مىكند و نيز مبتلا به كسى او را مىكند كه بآنچه وى ايمان دارد او كافر است، ريختن خون او را دين و آئين خويش دانسته و مباح بودن حريم وى را غنيمت مىداند پس بعد از اين مؤمن چه بقائى در اينعالم خواهد داشت و براى چه در اينجا بماند.
شرح مطلوب
قوله: لينحيفه بها: ضمير فاعلى به « من موصوله» و ضمير مفعولى به مؤمن و ضمير مجرورى در « بها » به نظرة عود مىكند.