از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٦ - رسيدن سپاه كفرآئين پسر زياد مخذول به چهار فرسخى شام و خبر دادن از ورود اهل بيت عليهم السلام به يزيد پليد
سپس امر كرد برايش تاجى جواهرنشان ساخته و تختى مرصع به سنگهاى قيمتى بسازند و سركردهها و كدخدايان و بزرگان هرصنف و حرفهاى را فراخواند و به آنها دستور داد كه شهر را در كمال زيبائى زينت كرده و آئين ببندند و تمام اهل شهر را مؤظف و مكلّف نمود كه لباسهاى زينتى پوشيده و خود را بيارايند و از وضيع و شريف، غنى و فقير، امير، مأمور خرد و كلان، رجال و نسوان پير و جوان در كوچهها و محلّهها و خيابانها بطور دسته جمعى رفت و آمد كرده و به هم تبريك و تهنيت بگويند .
بارى پس از آنكه شهر زينت شد و مراسم آئينبندى به اتمام رسيد و تاج و تخت آن پليد آماده گشت روزى را براى ورود اهل بيت و ذرارى بتول اطهر سلام اللّه عليها تعيين كرد و دستور اكيد داد كه در آن روز خلايق به استقبال رفته و طبل و ساز و شيپور بنوازند و امر كرد كه جارچيان در سطح شهر جار بزنند جماعتى از اهل حجاز علم مخالفت با ما را برافراشتند و به قصد براندازى ما به طرف عراق حركت كردند ولى عامل و والى كوفه عبيد اللّه بن زياد آنها را كشته و سرهاى ايشان را با زنان و اطفالشان امروز وارد اين شهر مىكنند هركس دوست ما است امروز شادى و خوشحالى بنمايد .
چون كمتر كسى بود كه از واقع مطّلع بوده و علم به شهادت حضرت و اسيرى اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داشته باشد بلكه اساسا احدى چنين احتمالى را هم نمىداد كه امام عليه السّلام و اصحاب و فرزندان آن حضرت به چنين بلائى مبتلا شده باشند فقط لشگرى كه از كوفه به شام مىآمد و خواص يزيد پليد از واقعه مطّلع بودند لاجرم اهل شام جملگى اينطورى پنداشتند كه شخص خارجى و اجنبى از دين بدست عمّال تبهكار يزيد ملعون كشته شده ازاينرو با شعف دل و سرور كامل خود را براى استقبال و اظهار برائت از اسراء آماده نموده بودند لذا از هرگوشه و كنار شهر آواز طبل و نقاره و ساز و دهل بگوش مىرسيد برفراز بامها علمها و بيرقهاى