از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥٤ - اقامه مجالس عزادارى براى حضرت سيد الشهداء عليه السلام در مدينه
رجال با اطفال خردسال همناله شدند جوانان نونهال رفيقان على اكبر گريبانها دريدند چنان غلغله در زمين و زمان انداختند و اسوّدت الافاق و ضاق الدّهر خصوصا على الهاشميّين و الهاشميات و الطّالبيين و الطّالبيات امان از دل ام البنين كه سه پسر او در كربلا شهيد شده فغان از دل دختران هاشمىنژاد و طالبىنسب براى دربدى زينب و بىپدرى سكينه به نحوى شيون مىكردند كه آفاق را مظلم و جهان را تنگ نموده بودند از يكطرف زينب دختر عقيل بن ابيطالب از يكطرف ديگران لقمان خواهرش با ام هانى اسماء و رمله و ديگران از دختران حاسرات حافيات ناشرات ناعيات داعيات ناديات پابرهنه سربرهنه موپريشان سينهكوبان سرزنان باكيات على قتلاهم لا طمات صدورهم بكفّ الأسف هرمردى را كه مىديدند مىگفتند
شعر
|
ماذا يقولون اذ قال النّبى لكم |
ماذا فعلتم و انتم اخر الامم |
|
|
بعترتى و باهلى بعد مفتقدى |
منهم اسارى و منهم ضرجو ابدم |
آخر اى مردم جواب رسولخدا را چه خواهيد اگر از شما بپرسد كه بعد از من با اهل بيت و عترتم چه كرديد كم سفارش و كم وصيّت در حق عترت خود نمودم جزاء من اين بود كه بعضى از اهل بيت مرا بكشيد و برخى را اسير كنيد .
|
ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم |
ان تخلفونى بسؤفى ذوى رحم |
مرحوم شيخ مفيد عليه الرّحمه مىفرمايد همينكه آنروز شب شد بگوش اهل مدينه رسيد كه هاتفى مىگفت
|
ايّها القاتلون جهلا حسينا |
ابشروا بالعذاب و التنكيل |
|
|
كلّ اهل السّماء يدعوا عليكم |
من نبىّ و ملئكة و قبيل |
|
|
قد لعنتم على لسان ابن داود |
و موسى و صاحب الأنجيل |
خبر شهادت سيّد مظلومان به اهل مدينه رسيد تمام اهل مدينه از صغير و كبير