از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٨ - مبارزه نمودن شير بيشه شجاعت حر بن يزيد رياحى عليه الرحمه بين دو لشگر و شهادت آن نامدار
|
منم شير و شمشير برّان بدست |
كه دارد برشير و شمشير پاى |
ميداندارى جناب حرّ بن يزيد رياحى به بيان مرحوم ملّا حسين كاشفى
مرحوم ملّا حسين كاشفى در روضة الشّهداء مىنويسد
چون عمر سعد حرّ را با آن جلال و عظمت در ميدان ديد لرزه براندامش افتاد زيرا وى كاملا او را مىشناخت و به شجاعت و دليرى او وقوف كامل داشت درد بردلش پيچيد رو كرد به صفوان بن حنظله كه از شجاعان معروف عرب بود و گفت :
برو و حرّ را نصيحت كن و با ملايمت او را به سوى ما برگردان اگر برگشت كه هيچ و الّا با او حرب كن و سرش را با شمشير از تن بردار .
صفوان خود را به حرّ رساند و در مقابلش قرار گرفت گفت :
اى حرّ تو مرد عاقل و پردلى مىباشى و از مبارزان بنام هستى روا نيست كه از يزيد برگردى و رو به حسين بياورى .
حرّ فرمود : اى صفوان از خردمندى و فرزانگى تو اين سخن عجب است، تو نمىدانى كه يزيد ناپاك و ظالم و فاسق است و امام حسين پاك و پاكزاده بوده و تزويج مادرش در بهشت صورت گرفته و جبرئيل امين گهواره جنبانش بوده و پيغمبر صلّى اللّه عليه آله او را ريحانه بوستان خود خوانده است .
فرد
|
وصفش از شرح و بيان بالاتر است |
هرچه من گويم از آن والاتر است |
صفوان گفت : من تمام اين مطالب را مىدانم و به بيشتر از آن نيز آگاهم امّا دولت و جاه با يزيد است و ما مردم سپاهى هستيم، طالب يراق و مرتبه و مال و منصب مىباشيم، تقوى و طهارت و علم و فضيلت به چه كار آيد .