از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠٩ - شب عاشوراء و وقايع در آن
خواهرم اين خبر را جدّ و پدرم به من دادهاند، هرگز در خبر پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خلف نيست ازاينرو اوصيكم بتقوى اللّه ربّ البريّة و الصّبر على البليّة و كضم نزول الرّزيّة خواهرم شما را به تقوى و صبر بربلا و حلم در مقام ابتلاء سفارش و وصيت مىكنم
٣- نشان دادن حضرت منازل و درجات هريك از اصحاب را در بهشت
ديگر از وقايع امشب آن است كه وقتى امام عليه السّلام بيعت خود را از اصحاب برداشتند و فرمودند تا فرصت باقى است از تاريكى شب استفاده كرده از اينجا بگريزيد و بدنبال اين سخن گروهى از بىوفايان اردوى كيوان شكوه و ملازمت ركاب سلطان دنيا و آخرت را ترك كرده و از اردو بيرون آمده و رفتند و در مقابل اصحاب باوفا و جاننثاران آن حضرت باقى مانده و هركدام به شرحى كه گذشت اظهار ثبات و وفادارى به ساحت مقدّس امام عليه السّلام كردند حضرت به ايشان فرمودند :
بدانيد هركس با من باشد فردا كشته خواهد شد و اين امرى است قطعى و حتمى .
همه اصحاب عرضه داشتند : الحمد للّه شرّفنا بالقتل معك حمد بىحد و شكر بىقياس خداوندى را كه ما را در ركاب شما به شرف شهادت مفتخر مىسازد .
امام عليه السّلام وقتى ثبات قدم اهل بيت و اصحاب و انصار خود را مشاهده نمود فرمود :
اكنون سرهاى خود را بالا كرده و مقام و منزل خود را بنگريد .
اصحاب و انصار سر به آسمان بلند كرده منازل و قصور و حوريان را ديدند و از آن ساعت به بعد ثانيهشمارى مىكردند كه زودتر از اين عالم فانى به سراى باقى بروند لذا آن شب را تا صبح از اشتياق فردا خواب و آرام نداشته بلكه هرساعتى را سالى مىپنداشتند