از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٣ - مجلس آراستن ابن زياد و پيشنهاد نمودن قتل امام حسين عليه السلام را با سران خود
نالان و گريان نباشيد، من ادعاء مىكنم عاقل هستم، كى اين كار را خواهم كرد، حمايت من هم در اسلام كمتر از پدرم سعد نبوده و نيست، شجاعت و دليرى من براحدى مخفى نبوده و نخواهد بود، در جنگها احدى پشت مرا نديده و شكست مرا كسى نشنيده .
مهاجرين و انصار گفتند : هرچه مىگوئى راست است ولى اين را به ما بگو بدانيم آيا با فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جنگ خواهى كرد يا نه، و به حرب پسر على مرتضى مصمّمى يا خير؟
شعر
اى عمر :
|
به روى كسى تيغ خواهى كشيد |
كه شير از زبان پيمبر مكيد |
|
|
به جدّ حسين دين همى پرورى |
به خون حسين ملك رى مىخرى |
از اين گونه سخنان و مقالات بسيار گفتند و اشگ ريختند .
عمر سر بزير انداخته بود و پيوسته در فكر خيال كشتن امام عليه السّلام و يا گذشتن از ملك رى بود، بعد از ساعتى سر بلند كرد و گفت :
حقيقت آن است كه از ياران جانى و برادران ايمانى نمىتوان نصيحت و پند را قبول نكرد، به چشم سخن شما را قبول كردم .
مؤلف گويد :
البتّه عمر بن سعد ملعون براى تسلى دادن و آرام نمودن مهاجرين و انصار تظاهر به قبول نمود ولى در باطن برتصميم شومى كه گرفته بود باقى بود و همچون برتحقيق دادن و انفاذ آن در خارج اصرار مىورزيد .
ناگفته نماند كيفيت پذيرفتن قتل حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام از طرف عمر بن سعد مخذول باين نحو كه نقل شده برخلاف مشهور بوده و حضرات ارباب مقاتل آن را به طرز ديگر و به گونهاى مغاير با آن تقرير كردهاند كه در ذيل به شرح