از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٩ - حديث دير راهب و ميزان عذاب عمر بن سعد ملعون در آخرت
زمينها و درياها و كوهها و صحراها و بيابانها و حيوانات صحراها و پرنده در هواها صداهاى خود را بلند كنند به لعنت كردن برقاتل او پس در دنيا كسى باقى نميماند از قاتل او مگر زمان قليلى، پس ظاهر مىشود مردى كه طلب كند خون او را پس باقى نخواهد گذاشت احدى را كه شريك شده باشد در خون او مگر آنكه به قتل مىرساند او را و هريك كه كشته شوند روح او تعجيل كند به سوى آتش جهنّم .
پس راهب به من گفت : تو را با قاتل آن فرزند طيّب طاهر خويش مىبينم، به خدا قسم اگر من زمان او را دريابم جانم را فدايش خواهم نمود و سينه خود را سپر بلا برايش مىكنم تا تيرهاى بلا برجان من وارد شود و بربدن لطيف او واقع نگردد .
پس گفتم : اى راهب من پناه مىبرم به خداوند كه از جمله كشندگان پسر دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده باشم .
راهب گفت : اگر تو قاتل او نيستى مردى از اقوام قاتلش مىباشى و از براى آن ملعون مهيا است نصف عذاب اهل جهنّم و بدرستى كه عذاب او سختتر و شديدتر است از عذاب فرعون و هامان، پس آن راهب در را برروى من بست و داخل دير خود رفته و مشغول عبادت پروردگار شد و راضى نشد كه مرا آب دهد، پس من از آب دادن آن راهب مأيوس شدم و حيوان خود را سوار شده ملحق به اصحاب خود شدم، پس سعد، پدرت به من گفت كه اى كامل كجا بودى و چرا دير كردى و از ما تخلف ورزيده و جدا شدى؟
من حكايت دير راهب و آنچه در ميانه من و او گذشته بود را براى پدرت نقل كردم .
پدرت گفت : مرا هم پيش از تو باين دير راهب عبور افتاده است و همين راهب به پدرت خبر داده بوده است كه اوست آن مرد كه قاتل فرزند دختر رسول