از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣١ - آغاز حركت حضرت امام حسين عليه السلام از مكه به طرف عراق
مرحوم واعظ قزوينى در كتاب رياض القدس مىنويسد :
در كتاب وسائل از محمّد بن يعقوب كلينى نقل شده كه چون پادشاه حجاز از مكّه آهنگ سفر عراق نمود فرمود كاغذ و دواتى آوردند نامه به خويشان خود از بنى هاشم باين مضمون نگاشت :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم : من الحسين بن على الى بنى هاشم :
امّا بعد : فانّه من لحق لى منكم استشهد و من تخلّف عنى لم يبلغ الفتح و السّلام .
( هركس از شما به من ملحق شود شهيد خواهد شد و آنكه از الحاق به من باز ماند فتح و گشايشى برايش نخواهد بود ).
شعر
|
آغاز سخن بنام شاهى |
كو راست بعرش بارگاهى |
|
|
خورشيد فروز انجمآراى |
بينا كن و عقل معرفتزاى |
|
|
سازنده گوهر شبافروز |
روزى ده جانور شب و روز |
|
|
خلّاق جهان به كارسازى |
فيّاض كرم ز بىنيازى |
|
|
اين نامه كه نيست اندرو ريب |
از عذر عرى منزّه از عيب |
|
|
باشد ز حسين سليل حيدر |
بر هاشميان نژاد يكسر |
|
|
هركس ز وطن كشيد دامن |
گرديد رفيق راه با من |
|
|
داند كه شود شهيد چون من |
لب تشنه جدا شود سر از تن |
|
|
دانيد كه عمر برسرآمد |
طوفان اجل ز در درآمد |
|
|
جنبيد دراى كاروانم |
هودج طلبيد ساربانم |
|
|
هركس كه ز من كناره جويد |
همراه من اين سفر نپويد |
|
|
او خير ز عمر خود نبيند |
از باغ اميد گل نچيند |
بعد از نوشتن اين نامه فرمود تا تدارك سفر ببينند آنانكه اسامى ايشان در صحف آل محمّد ثبت شده بود بايد همراه باشند و شهيد راه حق شوند آماده سفر