از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧ - ذكر مناقب و فضائل و خصائص حضرت امام حسين عليه السلام
گناهى در آن نباشد چه آنكه غلامى را ديدم كه به سگى غذا مىدهد، جهتش را از او پرسيدم؟
گفت : اى پسر رسول خدا چون مبتلا به غم و اندوه هستم خواستم با مسرور نمودن اين حيوان شايد اندوهم برطرف شده و مسرور گردم، زيرا صاحب و آقاى من يهودى است و از اين جهت بسيار اندوهگين بوده و مشتاقم از او جدا شوم، حضرت پس از استماع اين سخنان دويست دينار به عنوان ثمن غلام براى يهودى فرستاده و خواستار خريدن غلام شدند .
يهودى عرضه داشت : غلام فداى قدمهاى شما، تعلّق به شما داشته باشد و اين بستان را نيز مال او قرار دادم و پول شما را به خودتان رد كردم .
حضرت فرمودند : من مال را به تو بخشيدم .
عرض كرد : مال را پذيرفتم ولى به غلام هديه دادم .
حضرت فرمودند : غلام را آزاد كردم و تمام مال را به او بخشيدم .
همسر يهودى گفت : من اسلام آورده و مهريهام را به شوهرم بخشيدم .
يهودى عرضه داشت : من نيز مسلمان شده و اين خانه را به همسرم بخشيدم [١] .
٢- مرحوم مجلسى در كتاب بحار از مقتل آل الرّسول اخطب خوارزمى حديثى را به اين شرح نقل فرموده :
اعرابى مشرف شد محضر مبارك حضرت حسين به على عليهما السّلام و عرضه داشت : اى پسر رسول خدا ديه كاملى را ضمانت كردهام و اكنون از پرداخت آن ناتوان هستم، پيش خود گفتم از كريمترين مردم آن را درخواست مىنمايم و از اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كسى را كريمتر نديدم .
حضرت فرمودند : اى برادر سه مسئله از تو مىپرسم اگر يكى را جواب گفتى
[١] بحار الانوار ج (٤٤) ص (١٩٤)