از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨ - مقاله صاحب بيت الاحزان
چون اين خبر به حضرت امام حسين عليه السّلام رسيد قصد فرمود كه از زمين حجاز روانه زمين عراق گردد .
مؤلّف گويد :
از آنچه تا به اينجا نقل نموديم و رواياتى كه روات نقل نمودهاند به وضوح استفاده مىشود كه خروج حضرت سيّد مظلومان عليه السّلام از مدينه به اختيار و ميل باطنى آن جناب نبوده بلكه ظلم بنى اميّه در حقّ آن سرور به حدّى شد كه بقيّة اللّه و حجّت اللّه و خليفة اللّه دست از وطن مألوف برداشت و به طرف مكّه رهسپار شد و مكرّر آيه شريفه : فخرج منها خائفا يترقب را تلاوت مىفرمود و چنانچه ارباب مقاتل گفتهاند تمام اهل بيت آن حضرت در اندوه و حزنى غير قابل توصيف بودند و از حضرت سكينه خاتون نقل شده كه فرمود :
ما كان اهل بيت اشد خوفا منّا حين خرجنا من المدينة
آسمان اهل بيتى ترسان و وحشتزدهتر از ما بخود نديد زمانى كه از مدينه خارج مىشديم و هرچه احباب و اصحاب و ياران حضرت استدعا نمودند كه از بيراهه برويم آن صراط مستقيم از صراط مستقيم منحرف نشد و از جاده و شاهراه رو به راه نهاد .
بهرصورت هنگام خروج امام عليه السّلام از مدينه از بانوان و رجال و اطفال جماعتى با آن حضرت همراهى كردند كه اسامى آنها به نقل صاحب معالى السبطين به شرح زير مىباشد .
خواهران حضرت دوازده نفر بودند به اين شرح :
١- عليا مخدّره حضرت زينت كبرى دختر امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمه زهرا سلام اللّه عليها ملقب به عقيله بنى هاشم .
٢- عليا مخدّره زينب صغرى دختر امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمه زهرا سلام اللّه عليها .