از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧ - مقاله صاحب بيت الاحزان
وارد شده است كه نازل شد در حقّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه كفّار قريش آن جناب را از مكّه معظّمه بيرون كردند و آن حضرت به مدينه طيّبه هجرت نمودند پس بعد از آن جناب جارى شد در حق امير المؤمنين عليه السّلام كه به جهت اذيّت منافقين از مدينه هجرت فرمود به سوى كوفه، آه آه و احزناه كه بعد از آن جناب جارى شد در حق خامس آل عبا جناب سيّد الشهداء ارواحنا له الفداء و مجمل كيفيّت آن اين است كه از احاديث بسيار كه در كتب معتبره است ظاهر مىشود كه چون معاويه عليه الهاويه از دار دنيا به دار البوار قرار گرفت فرزند شقاوت اثر او يزيد پليد خلافت باطل را اقتداء به پدر خود نموده غصب كرد، پس به حاكم مدينه كه عتبه نام داشت نوشت كه بيعت خلافت و امارت او را از جانب خامس آل عبا عليه السّلام و جمع ديگر بگيرد و چون حضرت قبول نفرمود او نامه به يزيد نوشت به اين مضمون كه :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الى عبد اللّه يزيد من عتبة بن ابى سفيان، فانّ الحسين بن امير المؤمنين على ليس يرى لك خلافة و لا بيعة فرأيك فى امره و السّلام .
يعنى اين نامهاى است به سوى بنده خداوند يزيد از جانب عتبه بن ابى سفيان : امّا بعد، پس بدرستى كه حسين بن على تو را خليفه نمىداند و با تو بيعت نمىكند، پس هرچه رأى تو است در خصوص او بگو و السّلام .
پس چون يزيد آن نامه را مطالعه كرد در جواب نوشت : امّا بعد : فاذا اتاك كتابى هذا فعجّل علىّ بجوابه و بيّن لى فى كتابك كلّ من فى طاعتى او خرج عنها و لكن مع الجواب رأس الحسين .
يعنى امّا بعد اى عتبه هرگاه اين نامه من برتو وارد شود بزودى جواب آن را روانه نما و لكن بيان كن از براى من در نامه خود اسمهاى آن جماعتى را كه در طاعت منند و آنها را كه از اطاعت من بيروناند و لكن بايد با جواب سر حسين بن على بوده باشد .