از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣ - گفتار مرحوم حاج ميرزا رفيع گرمرودى در كتاب ذريعة النجاة
منتهى پيغمبرى را از جنس خودشان كه بشر باشد برانگيخته تا او واسطه بين حق و خلق باشد چه آنكه اگر پيامبران و رسولان را از صنفى ديگر برمىگزيد مردم از آنها نفرت و دورى مىجستند و دستورات الهى را از ايشان نمىپذيرفتند، پس چون پيامبران بسوى خلق مبعوث شدند و از جنس خودشان بودند بناچار همچون ايشان طعام خورده و در بازارها راه رفته و حركات و سكناتشان مانند ساير بشر و انسانها مىباشد و اين معنا سبب شد كه مردم به ايشان گفتند : شما مثل ما هستيد لذا ما فرامين و دستورها را از شما نمىپذيريم مگر آنكه معجزهاى ارائه دهيد تا بدينوسيله بدانيم شما انسانهاى ويژه و خاصى هستيد غير از ما، پس حق تعالى در دست پيامبرانش معجزاتى قرار داد كه بشر از اتيان مثل آنها عاجز و ناتوان بود مثلا معجزه طوفان را به برخى داد كه بواسطهاش طاغيان و سركشان را غرق فرمود و بعضى ديگر را چنان قرار داد كه وقتى خود را در آتش انداخت بجاى اينكه آتش او را طعمه خود كرده و بسوزاند برايش سرد و سالم گرديد و پارهاى را چنان معجزه عطاء فرمود كه از سنگ سخت شترى را بيرون آورد و در پستانش شير قرار داد و براى بعضى ديگر دريا را شكافت و سنگ را منفجر ساخت و از آن چشمه را روان ساخت و عصايش را كه چوب خشكى بود به اژدها مبدّل ساخت و آن اژدها تمام سحر سحره و جادوگران را بلعيد و ببرخى ديگر اين معجزه را ارزانى نمود كه كورها را بينا ساخته و مبتلايان به مرض برص را شفا مىداد و براى پارهاى ديگر ماه را دو حصه نمود و بهائم و چهارپايان را وادار كرد كه با او صحبت كنند و ....
پس چون انبياء عظام اين معجزات را آورده و خلق از اتيان نظير آنها عاجز و ناتوان ماندند تقدير الهى براين قرار گرفت و حكمتش اقتضاء نمود كه انبياء را با داشتن اين معجزات در حالى غالب و در حالى ديگر مغلوب قرار دهد زمانى قاهر و در وقتى ديگر مقهورشان نمود زيرا اگر در تمام احوال غالب و قاهر بودند مردم