از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٨٠ - سخنان امام عليه السلام با عمر بن سعد ملعون
عليا مخدّره سكينه مظلوم بود آن محترمه محضر پدر عرضه داشت :
يا ابتاه استسلمت للموت يعنى پدر جان، تن به مرگ و كشته شدن دادهاى؟ !
امام عليه السّلام فرمود :
و كيف لا يستسلم من لا ناصر له و لا معين يعنى اى جان فرزند، چگونه تن به شهادت ندهد و راضى به كشته شدن نشود كسى كه برايش يار و معينى نيست .
سكينه مظلوم عرضه داشت :
يا ابتاه ردّنا الى حرم جدّنا يعنى اى پدر بزرگوار ما زنان بىكس را به حرم محترم جدّمان برگردان .
امام عليه السّلام فرمودند :
هيهات لو ترك القطا لنام و غفى يعنى هيهات اگر مرغ قطا را به حال خود گذارند هرگز ترك آشيانه خود نكند، مقصود اين است كه اگر مرا به حال خود مىگذاردند هرگز ترك وطن و حرم جدّ خود نمىكردم .
پس چون آن جناب اين سخن ايراد فرمود بانوان مضطرب شده و يقين كردند كه آن حضرت تن به كشته شدن داده لذا همه ايشان يكباره صداها را به ناله و افغان بلند كردند، پس آن حضرت ايشان را امر به صبر فرمود و ساكت گردانيد و وداع را ناتمام گذاشته روانه ميدان شد .
سخنان امام عليه السّلام با عمر بن سعد ملعون
امام عليه السّلام وقتى به وسط ميدان رسيد فرمود كجاست عمر بن سعد؟
آن ملعون نزديك آمد، حضرت فرمود : تو را ميان سه كار مخيّر مىگردانم تا يكى را اختيار كنى .
آن بىحيا عرض كرد : آنها كدامند؟
حضرت فرمود : تتركنى حتّى ارجع الى المدينة، الى حرم جدّى رسول اللّه يعنى اوّل آن است كه مرا مانع نشوى و واگذارى تا اينكه اين بانوان بىكس را