از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٨ - وداع جوانان بنى هاشم با يكديگر
هلاكت برفرق مبارزان تيرهبخت مىريخت، بسيارى از آن گروه را به دار البوار فرستاد تا بالاخره ضعيف و تشنگى مفرط براو غالب شد و از كثرت جراحت و زخم بىقوّت گرديد و روى خاك افتاد از گوشه چشم به خيمهها نظر مىكرد در اين اثناء امام حسين عليه السّلام به بالينش آمد و او را به در خيمه امام سجاد عليه السّلام رسانيد و از مركب فرود آمد سرش را در كنار گرفت و روى به رويش مىنهاد و امام سجاد عليه السّلام با وجود بيمارى برسر بالين وى آمد، غلام ديده باز كرد سر خود را بركنار امام حسين عليه السّلام ديد و امام زين العابدين را برسر خود مشاهده نمود تبسم كنان برپدر و پسر سلام كرد و در همين حال مرغ روحش از قفس بدن آزاد شد رحمة الله عليه .
وداع جوانان بنى هاشم با يكديگر
پس از آنكه تمام اصحاب و ياران امام عليه السّلام به شهادت رسيدند و خامس آل عبا عليه السّلام با جوانان تنها ماند جوانان بنى هاشم كه بوى فراق به مشامشان رسيد دست بگردن يكديگر انداخته با هم وداع كرده و سخت گريستند .
شعر
|
ز جان دست شستند شهزادگان |
دگرگونه شد حال آزادگان |
|
|
هراسان عزيز از براى عزيز |
حسين از براى همه اشگريز |
مقاله مرحوم واعظ قزوينى
مرحوم واعظ قزوينى مىفرمايد :
سرّ اينكه جوانان يكديگر را وداع كرده و با هم خداحافظى نمودند با اينكه در برزخ و دار باقى بهم مىرسيدند اين بود كه فراق قطعى و وصال محتمل بود زيرا احتمال اين بود كه يكى از آنها زنده مانده و در شهادتش بداء حاصل شود و طبق اين احتمال وداع مناسب بوده و بجا .