از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦١ - آمدن هاشم بن عتبه به مدد امام عليه السلام و شهادت آن جوانمرد
|
اقدم حسينا هاديا مهديّا |
فاليوم تلقى جدّك النّبيا |
|
|
ثم اباك ذالندى عليا |
ذاب الذى نعرفه وصيّا |
سپس حمله برد برآن درياى لشگر و با شمشير آتشبار دمار از روزگارشان برآورد به روايت مناقب پانزده نفر از شجاعان لشگر دشمن را به دار البوار فرستاد و بسيارى از پيادگان را از حيات محروم ساخت .
مرحوم محدّث قمى در منتهى الآمال فرموده : حجّاج بيست و پنج نفر از لشگر دشمن را بخاك هلاكت افكند صف دشمن بسته شد و لشگريان از ضرب تيغش به تنگ آمدند بناچار از دور و نزديك تيربارانش نمودند آن شيردل رجز را اعاده كرد و كارزار سختى نمود تا از كثرت زخم و خستگى مفرط از پاى درآمد آن روباه صفتان حال را كه چنين ديدند دورش را احاطه كرده با نوك سنان بدن مباركش را سوراخ سوراخ و با شمشير پاره پاره و قطعه قطعه كردند رحمة اللّه عليه .
آمدن هاشم بن عتبه به مدد امام عليه السّلام و شهادت آن جوانمرد (٣٤)
مرحوم ملّا حسين كاشفى در روضة الشّهداء مىنويسد :
بعد از ظهر عاشوراء كه رفته رفته كار برحضرت ابا عبد اللّه الحسين سخت مىشد و بسيارى از اصحاب شهيد شده و باقىمانده آنها نيز همگى خسته و زخمدار بودند ناگاه از دست راست حضرت از ميان بيابان سوارى بيرون آمد برخنكى تازى نژاد نشسته و برگستوانى با جلال زرّين و سيميمن در روى كشيده مركبى كه در معركه چون قطرات غمام فرودويدى و برمصاعد معركه چون دخان به اندك زمانى به دامن آسمان رسيدى .
فرد
|
برق، رو و ابر، وش آنكه برفتار خوش |
شام بدى در حبش، صبح شدى در ختن |